isarshop

       ϐ    ϐ
دی
۱۱
۱۳۸۷

پیامی زیبا برای تبریک سال جدید میلادی به دوستان خود

 
پیامی زیبا برای تبریک سال جدید میلادی به دوستان خود - لینکدونی دات کام

پیامی زیبا برای تبریک سال جدید میلادی به دوستان خود - لینکدونی دات کام

شما می توانید این پیغان را برای دوستان خود ارسال کنید

برای ارسال این پیام متن زیر را از فایل متنی زیر کپی کنید

دریافت فایل متنی تبریک سال نو میلادی

پسورد فایل : www.linkdoony.com

۲
دی
۰۷
۱۳۸۷

محمد رضا آقاسی شاعر و مدیحه سرای اهل بیت

 

محمدرضا آقاسی، ۲۴ فروردین ماه سال ۱۳۳۸ در تهران در خانواده‌ای مذهبی و شاعر متولد شد. وی به علت اختلاف نظر با مسئولین هنرستان تجسمی ادامه تحصیل نداد و به مدرک سیکل اکتفا کرد. آقاسی قبل از انقلاب، در سالهای ۵۵ و ۵۶ به عضویت انجمنهای ادبی آن زمان درآمد و بعد از انقلاب نیز از محضر اساتیدی چون مهرداد اوستا و یوسف میرشکاک استفاده نمود.

زنده یاد مرحوم آقاسی

زنده یاد مرحوم آقاسی - عاشقونه دات کام

وی از سال ۵۱ شروع به سرودن شعر نمود اما عمده اشعار وی متعلق به سالهای ۶۸ به بعد است. آقاسی مدتی نیز در جبهه‌های جنگ در مناطق شوش دانیال و جزیره مجنون و سه راه جفیر و شلمچه بود. از وی که با مثنوی بلند شیعه در جامعه شناخته شد، اشعار زیادی در خصوص جبهه و اهل بیت بر جای مانده است.
محمد‌رضا ‌آقاسی‌،شاعر و مثنوی‌سرای اهل بیت عصمت‌و‌طهارت‌،در سن‌‌۴۶ ‌سالگی‌،بامداد سه شنبه سوم خرداد ماه ٨۴ به علت عارضه قلبی در مرکز تخصصی قلب تهران دار فانی را وداع گفت.‌پیکر وی ۵ خردادماه از مقابل معراج الشهدای تهران تشییع و در قطعه ۲۵ شهیدان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

« روحش شاد »

ضمن معرفی خودتان لطفا مختصری از زندگیتان را بیان بفرمایید
بسم‌‌الله‌الرحمن‌الرحیم. من محمدرضا آقاسی، فرزند ششم، پسر چهارم که در ۲۴ فروردین ۱۳۳۸ در یک خانواده مذهبی در تهران به دنیا آمدم پدرم در بازار تهران مغازه کبابی داشت. آخرین مدرک تحصیلی من، سوم راهنمایی است. دو سال هم در هنرستان تجسمی‌ پسران درس خواندم اما از بس با ناظم و اساتید آنجا اختلاف نظر داشتم، در سن ۱۶ و ۱۷ سالگی موجب این شد دو سال ما را مردود و سپس اخراج کنند.

شما سرودن شعر را از چند سالگی آغاز کردید و چگونه متوجه چنین استعدادی در خود شدید؟

دو برادر بزرگتر من به نام‌های «محمد حسن» و «محمد مهدی» در مسائل شعر قبل از من کار می‌کردند و خواه ناخواه این مطلب در منزل ما بود. شاهنامه‌خوانی یا حافظ‌خوانی و یا تذکرة‌الاولیا‌خوانی برادرم محمدحسن و نیز چون مادرم هم مداح اهل بیت بود و عمدتا دیوان جوهری را یا بعضی از اشعار صغیر اصفهانی و امثال اینها را در منزل می‌خواند تا حفظ شود تا در مجالسی که می‌رود بتواند به راحتی و با تسلط اداره کند. به همین دلیل صدای شعر همیشه در گوش ما زمزمه می‌شد و آشنایی من با حافظ شاید از سال ۵۰ به بعد، یعنی در سن ۱۲و ۱۳ سالگی بود اما تقریبا سال ۵۱ و ۵۲ اولین کلمه‌ها رو من به هم می‌بافتم. تا به مرور زمان کم کم شروع کردیم با همان سن کم و با همان دیدگاه‌های آن زمان قبل از انقلاب خودمان، کلمه‌هایی را سر هم می‌کردیم. همچنین من قبل از انقلاب اسلامی (سال‌های ۵۵ و ۵۶) به بعضی از انجمن‌های ادبی آن زمان می‌رفتم و هم اشعار شعرا می‌شنیدم و هم نوشته‌های خودمان را که فکر می‌کردیم شعر هست، می‌خواندیم و به نوعی خودمان را محک می‌زدیم و بعضی وقت‌ها شعرها نقد می‌شد و یواش یواش رسیدیم تا آنجا که بعد از انقلاب از محضر بعضی از دوستان و اساتید خوب همچون استاد مهرداد اوستا و استاد یوسف میرشکاک، درس‌ها گرفتیم و تا به اینجا رسیدیم.

[ادامه مطلب ... ]

دی
۰۴
۱۳۸۷

جملات عاشقانه (اس ام اس)از فروغ فرخ زاد – سری دوم

 

.

جملات عاشقانه (اس ام اس)از فروغ فرخ زاد

جملات عاشقانه (اس ام اس) از فروغ فرخ زاد

عاقبت خط جاده پایان یافت
من رسیده ز ره غبار آلود
تشنه بر چشمه ره نبرد و دریغ
شهر من گور آرزویم بود

Aghebat khate jade payan yaft

Man reside ze rah ghobar alood

Teshne bar cheshme rah nabordo darigh

Shahre man goore arezooyam bood

تو همان به که نیندیشی
من و درد روانسوزم
من از درد نیاسایم
من از شعله نیفروزم

To haman beh ke nayandishi

Mano darde ravansoozam

Man az dard nayasayam

Man az shole nayafroozam

زندگی آیا درون سایه هامان رنگ می گیرد؟
یا که ما خود سایه های سایه های خود هستیم؟

Zendegi aya daroone sayehaman rang migirad?s

Ya ke ma khod sayehaye sayehaye khod hastim?s

گفتم خموش (آری) و همچون نسیم صبح
لرزان و بی قرار وزیدم به سوی تو
اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم
در سینه هیچ نیست بجز آرزوی تو

Goftam khamoosh (Ari) va hamchon nasim sobh

Larzano bigharar vazidam be sooye to

Ama to hich boodio didam hanooz ham

Dar sine hich nist bejoz arezooye to

او شراب بوسه می خواهد ز من
من چه گویم قلب پر امید را
او به فکر لذت و غافل که من
طالبم آن لذت جاوید را

Oo sharabe boose mikhahaad ze man

Man che gooyam ghalbe por omid ra

Oo be fekre lezato ghafel ke man

Talebam on lezzate javid ra

عاقبت بند سفر پایم بست
می روم ، خنده به لب ، خونین دل
می روم از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل

Aghebat band safar payam bast

Miravam , khande be lab , khoonin del

Miravam az dele man dast bedar

Ey omide abase bihasel

به چشمی خیره شد شاید بیابد
نهانگاه امید و آرزو را
دریغا ، آن دو چشم آتش افروز
به دامان گناه افکند او را

Be chashmi khire shod shayad biyabad

Nahangah omido arezoo ra

Darigha , on do chashme atash afrooz

Be daman gonah afkand oo ra

چرا امید بر عشقی عبث بست ؟
چرا در بستر آغوش او خفت ؟
چرا راز دل دیوانه اش را
به گوش عاشقی بیگانه خو گفت ؟

Chera omid bar eshghi abas bast?s

Chera dar bestare aghooshe oo khoft?s

Chera raze dele divane ash ra

Be goshe asheghi bigane khoo goft?s

رفتم ، که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم
در لابلای دامن شبرنگ زندگی
رفتم ، که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم زکشمکش و جنگ زندگی

Raftam , ke gom shavam cho yeki ghatre ashke garm

Dar labelaye damane shab range zendegi

Raftam , ke dar siyahi yek goore bineshan

Faregh shavam zekeshmakesho jange zendegi

این چه عشقی است که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
می گیریزی زمن و در طلبت
بازهم کوشش باطل دارم

In che eshghist ke dar sar daram

Man az in eshgh che hasel daram

Migorizi ze mano dar talabat

Baz ham koosheshe batel daram

نامه های فروغ فرخ زاد تصاویری از فروغ فرخ زاد متن اشعار فروغ فرخ زاد زندگی نامه فروغ فرخ زاد درسوگ فروغ فرخ زاد کتاب الکترونیکی موبایل آثار فروغ فرخ زاد کتاب الکترونیکی آثار فروغ فرخ زاد جملات عاشقانه از فروغ فرخ زاد فروغ فرخ زاد
۶
آذر
۲۸
۱۳۸۷

طراحی های زیبا بر روی هندوانه به مناسبت شب یلدا (شب چله)

 
طراحی های زیبا روی هندوانه به مناسبت شب یلدا - عاشقونه دات کام

طراحی های زیبا روی هندوانه به مناسبت شب یلدا - عاشقونه دات کام

.

طراحی های زیبا روی هندوانه به مناسبت شب یلدا - عاشقونه دات کام

طراحی های زیبا روی هندوانه به مناسبت شب یلدا - عاشقونه دات کام

طراحی های زیبا بر روی هندوانه سری اول

طراحی های زیبا بر روی هندوانه سری دوم

۱
آذر
۲۸
۱۳۸۷

شب یلدا (شب چله) ، پیشینه جشن یلدا – ریشه واژه یلدا – تاثیر یلدا در جشن های دیگر اقوام – جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران

 

شب یَلدا یا شب چِله آخرین شب آذرماه، شب پیش از نخستین روز زمستان و درازترین شب سال است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک می‌دارند و این شب را جشن می‎گیرند.

این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.

هندوانه شب یلدا - عاشقونه دات کام

هندوانه شب یلدا - عاشقونه دات کام

ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‎شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند.

پبشینهٔ جشن
یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می‌کرده‎اند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است. بسیاری بر این باورند که ریشهٔ پاس‌داشت شب چله میراث قوم کاسپیان‌ است. کاسپ‌ها از اولین اقوام آریایی هستند که وارد ایران شدند.ان‌ها مردمانی با چشم‌های کبودرنگ و موهای بور بودند که ابتدا در گیلان امروزی سکنی گزیدند و پس از چندی به نقاط دیگر ایران مهاجرت کردند. کاسپ‌ها قوم نیرومندی بودند و تمدن توانمندی را پایه‌گذاری کردند. از جمله تمدن‌های آبی (Hydraulic Civilizations) که می‌توان از زیگورات چغازنبیل، آسیاب‌ها و قنات‌های دزفول و شوشتر به‌عنوان آثار باقی‌مانده از تمدن کاسپ‌ها نام برد. هم‌چنین پل‌های بسیاری با نام آناهیتا در سراسر ایران ساختند و با ساخت چهارتاقی‌هایی توانستند انحراف ۲۳ درجهٔ مدار زمین در گردش به دور خورشید را اندازه‌گیری کنند. کاسپ‌ها با استفاده از این ابزار به تقویمی دقیق دست یافتند و دریافتند که پس از آخرین شب پاییز بر طول روزها اندک‌اندک افزوده شده و از طول شب‌های سرد کاسته می‌شود. این جشن در ماه پارسی «دی» (تولد دوباره خورشید) قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده‌است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد. واژهٔ روز (DAY) در زبان انگلیسی (که همریشه با زبانهای کهن آریایی است) نیز از نام این ماه برگرفته شده‌است. نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه‌هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه‌هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می‌برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه‌تر نشانه‌ای از غلبهٔ تاریکی و اهریمن بر زمین. هنگام توسعهٔ آیین مهر در اروپا، مراسم شب چله به عنوان روز زایش مهر و نور و راستی با شکوه تمام برگزار می‌شده‌است و پس از استیلای مسیحیت در اروپا، آداب و رسوم آیین مهر که در زندگی مردم و به‌خصوص در میان رومیان نفوذ کرده بود هم‌چنان باقی ماند اما با آمدن دین جدید رنگ نباخت . تا سال ٣۵٠ میلادی تمام فرقه‌های مختلف مسیحیت متفق‌القول روز ششم ژانویه را روز میلاد مسیح می‌دانستند ولیکن نفوذ آیین مهر کلیسای روم را بر آن داشت تا روز تولد عیسی مسیح را مطابق با تولد مهر یا میترا قرار دهد تا از التقاط این دو مناسبت نفوذ بیشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگ‌ترین جشن آیین مهر را در خود حل کنند. با قدرتمند شدن کلیسای رم و پس از گذشت زمان، فرقه‌های دیگر مسیحیت به این سمت و سو گرویدند. لیکن هنوز کلیسای ارمنی و ارتدوکس شرقی روز ششم ژانویه را روز میلاد مسیح می‌دانند. آن‌چه از نظر پژوهشگران مسلم است این است که ٢١ یا ٢۵ دسامبر با توجه به اشاره‌های انجیل به فصل زراعت و اعتدال هوا و هم‌چنین تاریخ دوران اولیه‌ی مسیحیت ، روز میلاد عیسی مسیح نیست و نفوذ آیین مهر در رسوم کلیسا نیز غیرقابل‌انکار است. نخستین مایه‌های جشن کریسمس وایلانوت میراث و هدیه‌ی ایران کهن به جهانیان است که خود تا به امروز در زنده‌نگه‌داشتن آن کوشیده‌است. . ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می‌کردند.آن گاه خوانی الوان می‌گستردند و «میزد» نثار می‌کردند. «میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه‌ای که آن را «میزد» می‌نامیدند، بر سفره جشن می‌نهادند. ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه‌های البرز به انتظار باززاییده‌شدن خورشید می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها (نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می‌شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام «نی ید» را می‌خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده‌است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان , این روز را خرم روز یا خره روز می‌نامیدند). در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد.

[ادامه مطلب ... ]

۶


عاشقونه را محبوب کنید: