isarshop

       ϐ    ϐ
خرداد
۰۸
۱۳۸۷

شعر زیبای محمد حسین بهجت تبریزی ، استاد شهریار (در وصل هم زعشق تو ای گل در آتشم)

 

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم

با عقل آب عشق به یک جو نمی‌رود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز
صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم

پروانه را شکایتی از جور شمع نیست
عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم

خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست
شاهد شو ای شرار محبت که بی‌غشم

باور مکن که طعنه‌ی طوفان روزگار
جز در هوای زلف تو دارد مشوشم

سروی شدم به دولت آزادگی که سر
با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم

دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان
لب میگزد چو غنچه‌ی خندان که خامشم

هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب
ای آفتاب دلکش و ماه پری‌وشم

لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی
تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم

ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار
این کار تست من همه جور تو می‌کشم

اردیبهشت
۲۹
۱۳۸۷

مجموعه ای از تصاویرAvatar برای یاهو مسنجر

 

مجموعه ای شامل ۲۵ تصویر Avatar

avatar

دانلود مجموعه تصاویر Avatar

[ادامه مطلب ... ]

۹
اردیبهشت
۲۴
۱۳۸۷

ریشه‌ شناسی واژه‌ی عشق

 

زیباترین واژه‌ی زبان پارسی که تا چندی پیش همه آن را عربی می‌دانسته‌اند و در چامه و ادب پارسی و به ‌ویژه هستی ‌شناسی ایرانی جای‌ گاهی بلند و برجسته دارد واژه‌ی (عشق) است. این واژه ریشه‌ی هند و اروپایی دارد و پیشینه‌ی آن بدین گونه است:

love

واژه‌ی (عشق) از iška اوستایی به چم خواست، خواهش، گرایش ریشه می ‌گیرد که آن نیز با واژه‌ی اوستایی iš به چم (خواستن، گراییدن، آرزو کردن، جست‌وجو کردن) پیوند دارد. واژه‌ی اوستایی iš دارای برگرفته های زیر است:
aēša : آرزو، خواست، جست ‌وجو
išaiti
: می‌خواهد، آرزو می‌کند
išta : خواسته، پسندیده
išti : آرزو، خواست

پسوند ka نیز که در iška اوستایی باشنده است کاربرد بسیار دارد و برای نمونه در واژه‌های زیر دیده می‌شود:

mahrka: مرگ
araska : رشک، رشگ
aδka : جامه، ردا، روپوش
huška: خشک
pasuka: چهارپا، ستور
drafška: درفش
dahaka : گزنده (ضحاک)
واژه‌ی اوستایی iš هم ریشه است با:
در سنسکریت:
eṣ: آرزو کردن، خواستن، جُستن
icchā : آرزو، خواست، خواهش
icchati : می‌خواهد، آرزو می‌کند
iṣta : خواسته، پسندیده
iṣti: خواست، جستجو
در زبان پالی:
icchaka: خواهان، آرزومند

همچنین، به گواهی شادروان فره‌ وشی، این واژه در فارسی ، میانه به شکلِ išt به چم خواهش، گرایش، دارایی و توان‌ گری، خواسته و داراک باز مانده است.
خود واژه‌های اوستایی و سنسکریت نام برده شده در بالا از ریشه‌ی هند و اروپایی نخستین یعنی ais به معنی خواستن، میل داشتن، جُستن می‌آید که ریخت نامی آن aisskā به چم خواست، گرایش، جست‌ وجو است.

[ادامه مطلب ... ]

۸


عاشقونه را محبوب کنید: