isarshop

��� ����� ���� �� �� �� � ����� ������� ��ϐ� ���� ���� � �����ϐ�� ���� �������� ������ ���� ��������
فروردین
۱۵
۱۳۸۶

آلبوم نقاشی های سهراب سپهری

 

»» برای مشاهده نقاشی ها با اندازه واقعی ، بر روی عکس مورد نظر کلیک کنید ««

دانلود نقاشی های سهراب سپهری (۱٫۷MB)

رمز فایل: www.asheghoone.com



۸۳ ديدگاه براي “آلبوم نقاشی های سهراب سپهری”

  1. نقاشی هاشم مثل شعراش فوق العاده است
    راستی اگر دوست داشتین من جند تا از عکسای خانه سهراب رو دارم اگر خواستی بگو برات بفرستم

  2. واقعن عالیه

  3. با حال بود

  4. عالیه سهراب واقعا غریبه بیشتر اطلاعات درموردش بدین

  5. فکر می کنم به دنبال نقاشی های سهراب بودن و تماشای زیبایی های سطحی و ظاهری انها کافیست.بهتر است به دنبال کشف دنیای رازالود درونش باشیم. این تنها قدمی است که می توانیم در راه شناساندن صحیح او برداریم.

  6. در واقع باید بگم:

    چشم ها را باید شست

    جور دیگر باید دید.

  7. خیلی خوبه دمتون گرم

  8. خیلی خوبه اگه می شه مطالب را به وبلاگ یا ایمیل من بفرستین

  9. من فکر می کنم نقاشی های سهراب واقعا جذابه.

    و بهتر است در نمایشگاهی مورد بازدید دوستداران و

    منتقدان اثار او قرار گیرد

  10. kheyli ba hal bud dame hamegitun dagh

  11. بسیار زیبا بود مطالب سهراب رابرای تحقیق در مدرسه استفاده کردم وبسیار هم لذت بردم

  12. خدا رحمت کنه سهراب رو همه کاراش عاشقانست فقط امیدوارم همه بفهمن چی می خواسته بگه همین قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه ی اشکال…………

  13. ای کاش دوستی و همراهی فیلسوف با او می بود تا قدرت احساس او را به ما می فهماندو هنوز هم دیر نشده

  14. عالیست .بدنبال نقاشیهای سهراب که در گوشه آن شعرهایش را هم نوشته باشند بودم.کاش پیدا میشد.

  15. سلام من تا ۲۵ آذر باید ۱ کار عملی تحویل بدم .
    باید یک شعر رو به تصویر دربیارم.
    لطفاً اگه کسی میتونه کمکم کنه باهام تماس بگیره:
    تلفن : ۰۹۱۸۳۵۵۰۲۰۵
    email : anthrax930@yahoo.com
    لطفاً اگه میتوونین کمکم کنین باهام تماس بگیرید. ممنوون.
    فقط تا ۲۴ آذر وقت دارم.
    help me

  16. زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست/هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود/ صحنه پیوسته به جاست/ خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.
    واقعاشاهکاره!

  17. واقعا عالیه.

  18. ali bod mamnonam man tonestam yetahghigh ali gir biyaram va lezat bebaram .va khoshhal basham ta tasvire ghashngi bebinam ke ta behal nadide bodam .manzoram naghashihaye sohrab bod.

  19. کارای سهراب واقعاجذابن و هنرواقعی رو میشه تو کارای سهراب پیدا کرد و با لذت دید. من که به شخصه عاشق سهرابم شما چی؟

  20. shayad raftane sohrab be mehmanie donya va baghe erfan vabala raftanesh az peleye mazhab ke nahayate oje sohrabe ya khordanesh be bonbaste kocheye shak vase hame chiz kafi bashe

  21. هر چی بگم کم گفتم فقط باید بگم
    تا شقایق هست زندگی باید کرد
    قربون همه ابرونیای هنرمند و هنر دوست

  22. عالیهو من نمی دونم چی بگم . فقط اینکه نمی شه به عمق احساس نازش پی برد

  23. شاید راس می گه و شاید زندگی رسم خوشایندی باشه . یعنی اونم خوشی زندگی رو تو عذاب دوست داشتن و عشق می دیده ؟ راستی اون کی بود ؟ اگه فهمیدین به منم بگین!!!!راستی عالی بود .

  24. تک تک قسمت های زندگی اش آرامش بخش و زیبا است. کاش می شد او را ببینیم.

  25. من واقعا سهراب و شعرشو دوست دارم اگر ممکنه دیوان سهرابو بزارید برای دانلود
    ممنون

  26. من نمیفهمم این نقاشی ها کجاش جذابه؟
    وقتی با اثرهای دیگر مقایسه میکنم جذابیتی درون آنها نمیبینم!!!
    اگه اشتباه میکنم لطفا راهنمایی کنید

  27. دستتون دردنکنه خیلی زحمت کشیدید

  28. کمترین کمبود نبود کمبود بود

  29. سلام واقعا ممنون خیلی دنبال آلبوم سهراب عزیز بودم واقعا متشکرم تقریبا میتونم بگم از وقتی ۱۲ ساله بودم شعرهاشو میخوندم و تا الان که ۲۳ سالمه بیشترشونو حفظم و بر اساسشون نقاشی میکشم واقعا ممنون

  30. ممنونم،خیلی دنیال شعرای سهراب گشتم.ای کاش می شد یه لینک داونلود هشت کتاب رو معرفی می کردید.ممنون.

  31. عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییه
    کفشهایم کو؟ چه کسی بود صدا زد سهراب

  32. من که نه از شعر سر می ارم نه نقاشی . اما طراح یه مجله هستم عکساش زیباست از زحمتتون ممنون .

  33. سلام
    بدنبال مهری سهراب سپهری . کسی میدونه؟ کجاست ؟کی بوده ؟ … ؟ فقط میدونم که مثل سهراب بوده اما بی شعر و نقاشی . هماسهی سکوت و نگاه بوده. کسی میدونه بگه ؟

  34. خیلی عالیه.سهراب ….
    مرد خربزه فروش پرسید چند من خربزه می خواهی؟
    من به او گفتم:دل خوش سیری چند؟!!

  35. من از همان روزى که در سال دوم قایقى خواهم ساخت را خواندم عاشق شخص او وشعرهایش گشتم دانستم او یک انسان است یک فرد از جنس بشر که نظیرى براى خود ندارد آرزیم این است که روزى بر سر قبر او نشسته باشم وبه او بگویم که چه اندازه اشتیاق با خود آورده ام

  36. من از همان روزى که در سال دوم قایقى خواهم ساخت را خواندم عاشق شخص او وشعرهایش گشتم دانستم او از جنس آدمیان است اما نظیرى ندارد سهراب یکى است تنها است سهراب دغدغه ى رؤیاى من در مورد انسان هاى ى آسمانى است روزى به سوى تو مى آیم نرم وىهسته اما زار زار مى گریم رفتى بى آنکه منتظر من بنشینى

  37. واقعا زیبا بود . من هم عاشق شخصیت خود سهراب و هم عاشق نقاشی هاشون هستم.
    مثلا شاعره ای را دیدم آنچنان محو تماشای فضا بود که در چشمانش آسمان تخم گذاشت
    و شبی از شب ها مردی از من پرسید تا طلوع انگور چند ساعت راه است
    امیدوارم هر جا که هستیبد خنده روی لباتون . شادی توی دلاتون و صداقت توی چشاتون موج بزنه

  38. واقعا عالی بود نقاشیهای سهراب مثل خودش ساده زیبا و بی ادعاهستند

  39. خیلی عالی بود.ممنون.شاید سهراب تنها شاعری بود که ناگفته هایش را با هنر دستانش بیان میکرد…

  40. BAYAD BE OONAYI KE SOHRABO DOROST NEMISHENASAN BEGAM KE SOHRABE SEPEHRI AVAL YEK NAGHASH BOOD VA BAD YEK SHAER,VA KASAYIAM KE MTEVAJEHE NAGHASHI HAYE SOHRAB NEMISHAN BAYAD MABANIYE HONAR RO MOTALEE KONAND TA MOTEVAJEH BESHAND KE INHA BISHTAR YEK MOJEZE HASTAND TA YEK NAGASHIYE SADE!

  41. شما که این تصاویر رو زحمت کشیده اید و از سایت http://www.sohrabsepehri.com کپی کردید، بهتر نبود منبع تصاویر رو هم اعلام میکردید تا لااقل کار برای دوستداران و علاقمندان سهراب سپهری برای دسترسی به اطلاعات بیشتر و اشعار او راحتتر میشد ؟

  42. عکسهای سهراب عالی بود ولی چرا پای نقاشیهایش آرم زده اید؟

  43. نقاشی آرامش میده کاشکی میشد دردهای زندگی، ظلمهای اجتماع رو دلتنگی ها رو تو یه رنگی همه رو جمع کرد تا واسه همیشه اون رنگ رو تو یه گوشه ای دور بندازیم که رنگاش به هیچ کسی نخوره!!!! تنهایی دلم رو داره می خوشکونه! همتونو دوست دارم

  44. man ba nazare in dooste azizam movafegham

    damet garm

    (((من نمیفهمم این نقاشی ها کجاش جذابه؟
    وقتی با اثرهای دیگر مقایسه میکنم جذابیتی درون آنها نمیبینم!!!)))

    [پاسخ به نظر]

  45. asare sohrab 1 mafhume khas dare. baraye fahmidane manzuresh aval bayad sherasho befahmi.

  46. قبل از هر نقاشی باید دیوان سهراب را فهمید. او از فرحیختگی سر ریز بود. اما در دوران حیاتش به رسم دنیا انجور که لایق بود کشف نشد.

    مهدی

  47. کاش بود.
    گرچه همیشه در وجود من است.
    دوستش دارم….

  48. دستتون درد نکنه.چیزی در مورد مفهوم نقاشیهاش از خودش ندارین.

  49. اگه ممکنه تحلیل نقاشیها رو برای دانلود بذارین .
    tx

  50. سلام
    خیلی زیباست
    هم اشعار و هم نقاشی های سهراب خیلی قشنگ هستن
    من سایت شما رو لینک کردم

  51. سلام عزیزم جالب بود دمت گرم و دستت درد نکنه

  52. فقط می تونم بگم عاااالی بود

  53. واقعآ که بسیار عالی بود .

  54. تا که بود،بود

    تا که رفت، بود

    و هر گاه بیاید، باز خواهد بود

    درود بر همواره بود.

  55. خیلی رمانتیک بود

  56. کتاب سهرابرو چندین بار خونده بودم.بابت نقاشی ممنون

  57. یه حس عجیبی هم تو نقاشیهاش هم تو شعراش هست!کاش میفهمیدیم چی میخواد بگه!!!!!!!!معرکست

  58. ساده و زیبا و با معنی

  59. کفش هایم کو

    چه کسی بود صدا زد سهراب؟؟؟///

  60. سلام
    شاید نتوان گفت که سهراب چه گفت

    اما…

    شاید او می خواست بگوید:هر کجا رنگی هست در کنارش بی رنگی نظری یا گذری داشته است.

    یا که می خواست بگوید:روی یک صفحه ی صیقلی و صاف و سفید جای رنگ خالیست مثلا رنگ سیاه تا بسازد نقشی بر دل این لوح سفید..

    یا که می خواست بگوید:عشق در سیب و اناری سرخ فریاد می زند با همان رنگ یعنی قرمز..

    یا که می خواست بگوید:عاشقی دیر سالیست که در من جاریست عاشقی نقلی استمراریست…

    بابت تصاویر سپاسگذارم

  61. نقاشیهاش هم مثل شعرهاش بی نظیر به نظر من سهراب یک اسطوره به تمام عیاره .

  62. راستش بادیدن این تصاویر و خوندن اشعار این شاعر و هنرمند محبوبم بیشتر حالم گرفته میشه والبته احساس غرور بهم دست میده واسه داشتن همچین هنرمندانی(هنر نزدایرانیان است و بس)

  63. bi to mahtab shabi baz az an koche gozashtam
    hame tan cheshm shodam khire be donbale to gashtam
    shoghe didare to labriz shod az jaame vojodam
    shodam an asheghe divane ke bodam

  64. شعرهای خوبی داره ولی نمی دونم چرا معنای نقاشیاشو آدم نمی دونه یعنی چی؟ شما می دونید؟

  65. درود بر شما عزیزانی که در این برهه ازفر هنگ و ادب ایرانی پاسداری می کنید

  66. تصاویر خوب بودن ولی فک نمی کنم جز تعداد کمی از نقاشی های سهراب رو اینجا گذاشته باشید . اون نقاشی هایی که می خواستم پیدا نکردم .

  67. man ba didan asar sohrab motevajeh ye jor ehsas entzar hamrah ba omid shodam vali nemidonam shayad eshtebah mikonasm be har hal mamnoonam

  68. واقعاعالیه مخصوصانقاشیهای پر رمزورازش

  69. be ghole sohrab:zendegi majzoore ayne ast,zendegi gol be tavane abadiat,zendegi zarbe zamin dar zarabane dele mast,zendegi hendeseye sade va yeksane nafas hast.behtar bood ke sohrab bad azin ke dar morede sadegi sohbat kard naghashihaye sade mikeshid va pichidegio dar sadegi penhan mikard na inke sadegio dar pichidegi penhan kone.tafavote bozorge naghashihaye sohrab ba davinchi dar hamin morede.ba tashakor

  70. نقاشیهای سهراب سپهری مثل اشعارشون زیباست
    ممنون دوست عزیز که نقاشیهاشو داخل وب سایتت گذاشتی

  71. سهراب یه پدیده بوده که دیگه مثلش پیدا نمیسه و نقاشی هاش هم یه تجلی از روح بلند و ذهن روشن و بازش هست ولی متاسفانه هیچ کس قدر انسانی به بزرگی اونو نمیدونه….. دوستای خوبم اگه تونستید حتما سری به آرامگاهش بزنید.. البته آرامگاه که نمیشه گفت.. یه تیکه سنگ شکسته که روش نوشته:به سراغ من اگر میآیی نرم و آهسته بیا مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من…. کاش به سراغش بریم..حالا تنهای تنهاسب..

  72. تلفیق شعر و نقاشی(سورآل)

  73. ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت

    باسپاس از تمامی عزیزانی که با عاشقونه همراه هستند

  74. من خیلی دوستش حتی با این که درک بعضی از ابیاتش برام سخته.

  75. سلام… اگه کسی معنی این نقاشی هارو نمی دونه این متنو حتما بخونه…

    عنصر تجرد و تنهایی در اشعار سهراب سپهری

    اندیشه انزواجویی و اصالت بر خویشتن خویش ریشه در تمامیت تاریخ دارد. بشر آن گاه که خود را در حل مسائل فردی عاجز می بیند و یا آن گاه که به یک شعور باطن می رسد که دیگران را یارای درک آن نمی بیند به درون خود و به تنهایی پناهنده می شود. سهراب نیز چنین است.

    اندیشه انزواجویی و اصالت بر خویشتن خویش ریشه در تمامیت تاریخ دارد. بشر آن گاه که خود را در حل مسائل فردی عاجز می بیند و یا آن گاه که به یک شعور باطن می رسد که دیگران را یارای درک آن نمی بیند به درون خود و به تنهایی پناهنده می شود. سهراب نیز چنین است. او خیلی تنهاست و شعرش مملو از احساس تجرد است. از جاده ها تنها عبور می کند زیرا آدم ها از او دور مانده اند. می خواهد قایقی بسازد و از این خاک غریبی که هیچ کس در بیشه عشق، قهرمانان را بیدار نمی کند دور شود. و چمدانی را که به اندازه پیراهن تنهایی او جا دارد ببندد و برود.

    خدایا چرا؟ مگر از ما آدمیان چه دیده است که این چنین می خواهد از من و از ما بگریزد؟ می خواهد به سکوت فراخ برسد. به سکوتی که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است و این نیست جز در شهری که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است و «حیات نشئه تنهایی است».

    عنصر تنهایی آن گاه به حد نهایت خویش می رسد که شاعر، آگاه از عفریت شومی می شود که در جانش ریشه دوانده است و آن ابتلا به بیماری سرطان خون است. این بار او تنها به تنهایی توام با یاس خویش پناهنده می شود و این حالت اضطراب و شاید کشمکش در درون برای توجیه این مساله برای خویش در آثار او کاملا آشکار است. سهراب با همه تنهایی و غربت خویش باز خانه دوست را می جوید. تنهایی شاعر آن گاه زیباست که با نقاشی می آمیزد.

    بهتر آن است که برخیزم

    رنگ را بردارم

    روی تنهایی خود نقشه مرغی بکشم

    سهراب تنهاترین شاعر جهان بود عبور از گذرگاهی هیچ و «خالی» در «میان حضور خسته اشیا» به طوری که برای پیدایی «دنیای سهراب» می بایست کوله های همه «تنهایی»های جهان را در کنار خانه اش گذاشت. چرا که فاجعه از آنجا آغاز می شود که اولین «تنهایی» به دنیا آمده در دنیا آن چنان او را در احاطه دارد که او چونان شیشه ای ترک برداشته، همه الماس های دنیا را شرمسار گریه هایش می کند.

    به سراغ من اگر می آیید

    نرم و آهسته بیایید

    مبادا که ترک بردارد

    چینی نازک تنهایی من

    سهراب ازاین دنیا هیچ چیز نمی خواهد. فقط می خواهد از «تنهایی» آزاد نشود، تنهایی وحشتناکش که «او» می شود یعنی «سهراب». حتی آدم-ها و اشیاء در شعرهای سهراب بی توقع اند. مثلا «گدایی» که سهراب در شعرهایش با آن برخورد می کند خواسته اش «آواز یک چکاوک» است. و سهراب این تنهای جهان، این سرگردان دنیای تنهایی، تجربه فصل ولگردی در کوچه را با چه قدر غم و سوال آغاز می کند.

    سهراب شاعری است که از مرگ نمی ترسد و با فوت کردن می خواهد، خاک نشسته بر چهره طلایی اش را بزداید.

    … و نترسیم از مرگ

    مرگ پایان کبوتر نیست

    مرگ وارونه یک زنجره نیست

    مرگ در ذهن اقاقی جاری است..

    سهراب در دو چیز همیشه افسون است، تنهایی و مرگ. زندگی را در مرگ نفس می کشد در حال خفه شدن به حداقل کاری که دست می زند پرده ها را به یکسو می کشد حالا که تنهایی او را رها نمی کند و به این خاطر تا احساسش به هوایی تازه زنده می شود سعی در آن دارد که تنهایی اش نمیرد. تنهایی یعنی سهراب و سهراب یعنی تنهایی و دیدن در پی آواز حقیقت که هیچ کدامشان به آن نمی رسند.

    سهراب، برخلاف گفته خیلی ها که او را در نقاشی هایش شاعر می دانند و در شعرهایش نقاش، باید گفت که او در شعرهایش فقط شاعر است آن هم خیلی زیاد مثل کوزه ای لبریز از آب و در نقاشی هایش اصلا شاعر نیست. وقتی می خواهد نقاشی کند «تصویرها در آن سوی کاغذ کشیده می شوند» که چنین احساسی فقط به او تعلق دارد. که مدادش، نقاشی هایش را از این جهان، به دنیای دیگری می کشاند؛ آسمان های ابدیت، تصویر بزرگ «تنهایی» و درختان که بیننده، کارهایش را فورا تشخیص می دهد. نقاشی های رازگونه ای که دل تنهایی بینندگانش را تازه می کند… تنهایی… آخه چقدر… تا کی… تا کجا؟… تا آنجایی که حوض نقاشی اش از هیچ می گذرد. حوض بی ماهی، که ماهی ها فقط سایه هایشان را در گوشه و کنار آن برجا گذاشته اند.

    «چرا گرفته دلت، مثل اینکه تنهایی

    چقدر هم تنها

    خیال می کنم

    دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی

    دچار یعنی عاشق

    سهراب شاعر مسافری که می داند هیچ گاه از این سفر باز نخواهد گشت و همه این عاطفه ها و احساسات پاک و تمیز «سهراب ماندن» را رد می کند و سفر را ادامه می دهد.

    هنوز در سفرم

    خیال می کنم

    در آب های جهان قایقی است

    و من مسافر قایق

    هزارها سال است

    سرود زنده دریانوردان کهن را

    به گوش روزنه های فصول می خوانم

    و پیش می رانم

    مرا سفر به کجا برد.

    چرا وقت سهراب برای حیات این همه کم است و این گونه با عجله می خواهد خودش را به همه چیز برساند؟ حجم هیچ چیزی برای او کافی نیست و آخر کلام این تنفس کننده در «هیچ» پیام آور زیبایی و زندگی است که اگر خود به آن دسترسی نداشته است اما برای دیگران بهترین آن را آرزو می کند.

    سهراب سپهری در ۱۵ مهرماه ۱۳۰۷ در کاشان چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسط را در همین شهر به پایان رساند و در سال ۱۳۳۲ در رشته نقاشی با احراز رتبه اول نایل به دریافت نشان درجه علمی لیسانس از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران گردید. و در دی ماه سال ۱۳۵۸برای درمان بیماری سرطان خون به انگلستان رفت و اول اردیبهشت ۱۳۵۹ در بیمارستان پارس تهران چشم از جهان فرو بست. وی را در روستای مشهد اردهال کاشان به خاک سپردند.

  76. [...] های سهراب رو می ذارم و مطمئنم که از دیدنشون لذت می برید.اینم منبع                                     به نظر من این نقاشی ها [...]

  77. سهراب رو از کودکی ام میشناسم و با اشعار او بزرگ شده ام می خواهم نام کودکم سهراب باشد

  78. دوستش دارم نه به این خاطر که همشهریمه.فضای نقاشیا و شعراش انعکاس فضای اطرافشه. مثه کویر ساده و پر رمزوراز

  79. مرسی اگه میشه مطالب و عکساتون رو به ایمیلم بفرستید.

  80. خدا که آمد دستانم را دیدم
    پر از آبی بود

    آّبیه آبی که نه
    آبی نیلــــوفر

    نیلوفر سر ریز از محـــــــبت بود

    به خو که آمدم خدا نبود

    دستانم را که هیچ
    جیبهایم را دیدم

    تنها سکه ای بود به قدر رفع گشنگی

    برای تمام کودکای بی سر پرست و مخصوصا پرورشگاهیا دعا کنید

  81. karaye soharab ke dge jayi vase nazar nazashte kheyli ahmaghe unke bekhad bege khobe ya bade

  82. درک نقاشی های سهراب کمی مشکل است .اگر در باره ی هر نقاشی توضیحی اجمالی داده می شد بهتر بود.

  83. بزرگ بود واز اهالی امروز واقعا شعر زیبای خودش را باید در توصیفش خواند که گویا ترین ورساترین احساسات لطیفش را برای انها که شعرها ونقاشی هایش را دوست دارند باز گو میکند دست همتون درد نکنه عالی بود

ارسال ديدگاه :



عاشقونه را محبوب کنید: