

“گابریل گارسیا مارکز” نویسنده کلمبیایی برنده جایزه نوبل برای اولین بار در ربع قرن گذشته به “آرکاتاکا” زادگاه خود که الهام بخش کتاب “صد سال تنهایی ” وی بود بازگشت.
خبرگزاری آسوشیتدپرس پنج شنبه از آرکاتاکا گزارش داد که این نویسنده برجسته در “مکزیکوسیتی” زندگی میکند و آخرین بار در سال ،۱۹۸۳یک سال پس از کسب جایزه نوبل ادبیات از زادگاه خود دیدار کرد.در این سفر که از بندر “سانتا مارتا” در کنار دریای کاراییب با قطار انجام شد ۳۰۰مسافر از جمله خوانندگان، اعضای خانواده وی و وزیر فرهنگ کلمبیا وی را همراهی میکردند. ودکان شهر و دیگران با پارچه نوشتههایی در تمجید از فرزند شهر خود به استقبال وی آمدند.

” گارسیا مارکز”، مانند دیگر فرزندان مشهور کلمبیا خود را از مناقشه مسلحانهای که چهار دهه است کشور وی را در برگرفته به طور سالمی دور نگهداشته است.
وی در زندگینامه شخصی خود که در سال ۲۰۰۲تحت عنوان “زندهماندن برای گفتن آن قصه” منتشر شد، توضیح میدهد که چگونه سفر وی به عنوان یک روزنامهنگار مبارز در دهه ۱۹۵۰در کنار مادرش به “آرکاتاکا” الهام بخش وی برای نویسندگی شد.
“صد سال تنهایی”، اولین و مشهورترین کار ادبی وی، در “ماکوندو” روی میدهد که دهکدهای خیالی با خانههای سقف شیروانی است که قله از برف پوشیدهاش ما را بسیار به یاد “آرکاتاکا” میاندازد.
این داستان، که ساکنان دهکده سالهای بیپایان بارندگی و بیخوابی مسری را تحمل میکنند، دنیا را با سبک “واقع گرایی جادویی” آشنا میکند که در آن رویدادهای تخیلی کاملا معمولی جلوهگر میشوند. نسلی از نویسندگان آمریکای لاتین بسیار از این سبک ادبی تقلید کردهاند اما آثار آنها نتوانسته است با “صد سال تنهایی” برابری کند.
وی پس از دیدار کوتاهی از شهر و امضای چند کتاب که حدود یک ساعت و نیم به طول انجامید با اتوبوس به “سانتا مارتا” بازگشت.
کتاب تخیلی “صد سال تنهایی” مارکز را در جهان به شهرت رساند اما پیش از آن نیز او در کشورش روزنامه نگار مشهوری به شمار میرفت.
سلام، امیدوارم حالتون خوب باشه. یک زحمت کوچولو براتون دارم. اگه میتونید ببینید کتابی از گابریل گارسیا مارکز تحت عنوان “دلبرکان غمگین من” یا “خاطرات دلبرکان غمگین من” یا “دلبرکان گریان من” یا با همچین مضمونی وجود داره یا نه؟
من شما رو اد کردم. در صورت وجود این کتاب یا حتی نبودش لطف کنید یک آف کوچولو برای من بذارید.
متشکرم به اندازه دنیای کوچولومون!
Memoria de mis putas tristes”
salam ,bale ketabi ba in onvan vojud dare ke esme uno be spanish baratun neveshtam .movafagh bashid