

دفتر شعرهای اسیر،دیوار،عصیان هرچند انعکاس یک دوره از تجربه های شعری فروغ فرخ زاد است؛ اما دراین تجربه های همگون نیز می توان کوشش شاعر را در وسعت بخشیدن به افق دید و تلاش در بیان فصیح شاعرانه دریافت.
در نخستین شعر ها (دفتر اسیر) ، حس تن و سرشار شاعر در بیان احساس های تازه از ظرف کلمات سرریز می کند و به شکل ترکیب های تازه ، بیان می شود. ترکیب هایی که با همه خامی و نا استواریشان ، جذاب و اثر گذارند. پیداست که شاعر در بیان احساس های تند و پر شورش لحظه ای درنگ نمی کند؛ بدیهی است که درصد اندکی از این مجموعه ترکیب های وصفی ، جا افتاده اند؛ اما همین زبان ساده حسی که گهگاه می درخشد « سبک بیان » شعر فرخ زاد را در «تولدی دیگر» بدست می دهد. آنچه در نحستین تجربه های شعری فرخ زاد ، خامی است و شتابکاری ؛ بعد ها پاک و پرداخته می شود.
فروغ با موسیقی کلام آشناست،گوش حساسی دارد و درگذز از تجربه های موزون ، بر وزن شعر مسلط می شود. تنوع و تعدا اوزان شعرهای این سه دفتر ، کاربرد اغلب درست قافیه و ردیف ، گواه بر استعداد ، و مطالعه جستجوگرانه او در شعر فارسی است.
زبان نخستین شعر های دفتر اسیر ، به نسبت شعرهای دفتر های دیوار و عصیان ، خام است. اما حس تازه است ئ زنده. معلوم است که شاعر جوان در تب و تاب بیان احساس خویش است و چندان در بند رابه منطقی میان کلمات نیست ، و تنها با تلاش او در بیان طبیعی موضوع است که از متن کلیشه های «رمانتیک» ـ و بیان قالبی احساساتی ـ تعبیرهای زنده و گویایی سر بر می کنند:
می خواهمش در این شب تنهایی
با دیدگان گمشده در دیدار
با درد، درد ساکت زیبایی
سرشار از تمامی خود ، سرشار
اسیر، «شب و هوس »
♦ دانلود دیوان اسیر اثر فروغ فرخ زاد
این لحظه ها در مجموعه ای از کلیشه های شبه رمانتیک و بیان تند و مبالغه آمیز احیای ها گم می شود. اما تازگی دید و دنیای شاعر را به روشنی نشان می دهد:
او غنچه شکفته مهتابست
باید که موج نور بیفشاند
بر سبزه زار شب زدهی چشمی
اسیر ، «شعله رمیده »
بیشتر شعرهای این دفترها فقط حرفی است و بیان دردی به نظم ، با تعبیرهای مبالغه آمیز «سانتی مانتال»که همچنان کلیشه وار است.
فروغ سال ها در دایره بسته بیان احیای های متضادی که انعکاس پریشان خیالی و سرگشتگی روحی او بود ، گرفتار مانده بود. آنچه می گفت طبیعی و غریزی بود، فکری پشت این شورش غریزی نبود:
نمی دانم چه می خواهم خدایا
به دنبال چه می گردم شب و روز
چه می جوید نگاه خسته من
چرا افسرده است این قلب پر سوز
اسیر «رمیده »
با این همه سودایی غریب در سر دارد ، اینکه شاعری بزرگ شود و صدایش به گوش جهان برسد:
به لبهایم مزن قفل خموشی
که من باید بگویم راز خود را
به گوش مردم عالم رسانم
طنین آتشین آواز خود را
اسیر «عصیان »
اگر این انگیزه بسیار نیرو مند ، این فزون خواهی عجیب ، در وجود فروغ نبود، سرگشتگی و نا بسامانی های زندگی او را از پا در آورده بود. تهمت های ناروا ، هیاهویی که بر سر شعر او در گرفته بود ، از ظرفیت روحی قوی ترین شخصیت ها هم بیرون است.
شعر اگر انگیزه ای نیرومند و هدفی والا نداشته باشد ، خود به خود رو به انحطاط می رود و زوال می گیرد ، اما فروغ با جویندگی و سخت کوشی سرانجام در شاعری بدان مرتبت رسید که «طنین آتشین آواز خود را به گوش مردم عالم رسانید.»
با نگاهی گذرا ، و ارزیابی کلی ، می توان در دفتر اسیر جهت عمر و آینده شعر فروغ را ، هر چند کمرنگ و پراکنده ، باز یافت.
شعر های اسیر از تندی و شدت بیان احساس های غریزی به سوی آرامش و از سطح به عمق حرکت می کند.
در شعر های آخر دفتر « اسیر » بیان حسی شعر فرخ زاد ، که « در تولدی دیگر » پاک و پیراسته شده ، پدیدار می شود. این بیان هنوز شکل نگرفته و در متن شعرها پاکنده است. دید و بیان رمانتیک شاعر ، متعادل تر شده و توانسته است با تلاش و تقلا از بیان کلیشه وار احساس رها شود و فضای تازه ای در شعر جستجو کند.
شکل مسلط در این دفتر ، چهار پاره است. فروغ با کاربرد اوزن پرتحرک کتنوع ، کوشیده است تا احساس هایش را محدوده همین قالب ها بیان کند،هنوز نشانه ای از شعر نیمایی در این دفتر نیست؛و بیشتر از شاعران «میانه رو» اثر پذیرفته است. شاعرانی که تا حدی دنیای نیما را درک کردند.
فروغ در دفتر های دیوار و عصیان هم ، در وزن و ساخت شعر نیمایی تجربه هایی کرد ؛ اما تا دست یابی به ساخت مستقل شعری خود در تولدی دیگر ، چهار پاره برایش راحت تر و طبیعی تر بود.

سلام
واقعآ متنای زیبایی بود
بازم سر میزنیم
قربان شما
“ما”
aaaaaaaaaaaaliiiii bud vaghean
خیلی عالی بود گلم امیدوارم موفق باشید
سلام و وقت به خیر
خیلی زیباست
سپاسگزار زحمات شما
اگه عمری باقی بود سر میزنم
hale man bad nist gham kam mikhoram /kam ke na har roz kam kam mikhoram
ali bod
mesle khode forugh