

به مناسبت ۱۹ فروردین سالروز درگذشت صادق هدایت
اعتیادبه موادمخدر
(صادق هدایت)به دلیل درک ودریافت های غلط اززندگی وروابط اجتماعی ونیزبه دلیل خواستگاه طبقاتی اش ،فردی نازپرورده بارآمده بود.موجودی که توان رویارویی بامسائل ومشکلات رانداشت وهمیشه شانه اززیربارمسئولیت ها ودشواری ها خالی می کرد.اوهمیشه می کوشید تا پیش ازرویارویی با حوادث ،آنها را به خیال خود تلطیف کند. می خوارگی و پناه بردن به انواع مخدرات واعتیادها نتیجه این شیوه تلقی وبرخورد با زندگی ومسائل آن بود. دراین نکته هیچ تردیدی نمانده است که صادق هدایت ازنخستین سال های جوانی باپدیده اعتیاد وموادمخدرآشنابوده است ولاابالیگری خاصی که دررفتاروکردار اوموج می زند، همگی ناشی ازاین بلای خانمان سوزبود.
وی به دلیل درک ودریافت های (نیست انگارانه) و (پوچ گرایانه) نه تنها اعتیاد وآلودگی به مواد مخدر را امری مذموم وزشت نمی دانست، بلکه با توسل به تظاهرات نیهلیستی و اداهای روشن فکرانه ازآن بعنوان یک (پناهگاه روحی) یاد می کرد و با رفتار وگفتارخود به این پدیده وعادات زشت دامن می زد. مدارک ونشانه هایی دردست است که صادق حداقل ازهنگام تحصیل درسالهای آخردبیرستان با موادمخدر، بویژه تریاک ونحوه مصرف آن آشنایی داشته است، (۱) که البته درآن زمان خرید و فروش مواد مخدر امری عادی ورایج بود و دسترسی به آن درشمار ساده ترین کارها بود. کافی بودعلاقه مند به این مسئله خود را به اولین قهوه خانه برساند. دراین گونه اماکن دسته های پیر و جوان که مشغول کشیدن تریاک بودند،مشاهده می شدند.
زمانی که هدایت به همراه نخستین گروه از دانشجویان اعزامی به اروپا رفت و درشهر(گان) بلزیک اقامت کرد، وضعیت جسمی وروحی خوبی نداشت وبه شدت درمظان آلودگی به اعتیادبود. این وضعیت در هنگام اقامت او آن قدرشدت می یابد که مسئولان خوابگاه دانشجویی این دانشگاه حرکات و رفتار اورا تحت نظرقرارمی دهند و روابط اورا کنترل می کنند. دربین دوستان و معاشران نزدیک صادق هدایت دراین ایام،جوانی ازاهالی چین بنام (جی) وجود داشت،که شدیدآ معتادبود و سرانجام جان خود راهم برسراین آلودگی گذاشت. (۲) (جی)، مثل تمام دانشجویان تحت نظر و مراقبت ناظم آسایشگاه قرارداشت. او پوستی بسیارسپید و چهره ای مهتابی داشت و درکم حرفی و رخوت وگوشه گیری زبانزد همگان بود. وی غالبآ مانند صادق هدایت یا در کتابخانه و یا درخوابگاه بسرمی برد. بزودی این صفات مشترک وتک روی وگوشه گیری،(جی) رابه صادق نزدیک کرد. (۳) شبی هر دو در کنار استخر خوابگاه به یکدیگربرخورد کردند. پس از رد و بدل کردن چند جمله، جی سیگاری مکیف به صادق تعارف کرد و از این لحظه آشنایی آنها رنگ دیگری گرفت و روابط آنها رو به صمیمیت رفت. درنوشته های موجود، این دوست هدایت بدین گونه معرفی شده است. (سم مرفین تامغز استخوان جی نفوذ کرده بود واو را به انواع انحرافات روحی مبتلاساخته بود. این جوان بیست و چند ساله که آباء و اجدادش عادت داشتند که هرروز مقداری شیره کوکنار بخورند، ازهنگ کنگ آمده بود. پدر و مادرش فرزندشان رابه اروپا فرستاده بودند که ازخطرگرفتاری به موادمخدردرامان بماند.غافل ازانکه پسرشان چنان اسیر و برده مکفیات شده که به آسانی نمی تواند گریبان خود را ازچنگ اعتیاد رها سازد.)(۴) این جوان چندماه بعد براثر افراط درمصرف مواد مخدر درهمان خوابگاه دانشجویی و درکنارصادق هدایت جان داد. سطوربالا محصول خیال پردازی یک نویسنده نیست، بلکه گوشه ای ازواقعیت است که محمود هدایت (برادربزرگترصادق هدایت)برآن صحه گذاشته است.
غیر از این مورد، دیگردوستان هدایت هم به اعتیاد او اشاراتی صریح دارند. اما به این دلیل که بزرگ کردن صادق هدایت و تبلیغ پیرامون او دردستور کار مطبوعات و مراک زفرهنگی رژیم قرارداشت، می کوشیدند تا این آلودگی را کم رنگ جلوه دهند. به طورمثال پرویز ناتل خانلری با اینکه درجایی اعتراف می کند که توسط هدایت با (مکفیات) آشنا شده است، تحت تأثیر این سیاست رژیم، تریاک کشی او را امری تفننی معرفی می نماید.(۵) نگاهی به اسامی دوستان وهم فکران اودراین ایام نیزنشان می دهد که اعتیاد در بین همه آنان شایع بود و افرادی چون حسن قائمیان (۶) و انجوی شیرازی همگی آلوده به موادمخدربودند. حتی حسن قائمیان به دلیل اعتیاد در ایام کهولت به فقر و درماندگی افتاد و اتاق مسکونی اش واقع درکوچه شیروانی منشعب ازخیابان نادری، نزدیک چهار راه اسلامبول را به پاتوق شبه روشنفکران معتاد بدل کرده بود، تا هم شکمش راسیرکند و هم موادمخدر مورد نیازش را به دست آورد. وهمگی درگپ و گفتگوهای خصوصی، به معتاد بودن هدایت شهادت می دادند. اما برای اینکه این نکته، یعنی آلودگی صادق هدایت به مواد مخدر را با مدارک مکتوب ثابت کنیم، به شهادت یکی ازنزدیک ترین آشنایان ومریدان صادق هدایت، یعنی (م.ف،فرزانه) که مدت ها مرید وهمدم هدایت بود، استناد می کنیم. (فرزانه) که این امکان را داشته است تا به پنهانی ترین زوایای زندگی هدایت راه یابد، شرح برخورد هدایت با مواد مخدر را چنین توصیف می کند :
(درگنجه هزار بیشه اش راباز کرد. یک بسته کوچک، مثل بسته دارو سازهای قدیمی کاغذ سفید تاشده که دو سرش درهمدیگر می رود روی میز گذاشت، آن وقت بفهمی نفهمی لبخند زد و نگاه پرمعنایی به من انداخت. مغرور و وارسته، دست چپش را جلو آورد. شستش راطوری کشید که درکنج آن یک چاله کوچک درست شد و از محتوای این بسته که گرد سفید رنگی بود، در آن ریخت و به منخرینش برد ونفس بلند کشید. بعد بسته را دوباره با احتیاط بست وسرجایش گذاشت. دریچه هزاربیشه را بست و پره های دماغش رامالید وبه من گفت: هان؟ حیرت کردی؟ این را بهش می گویند کوکائین،علف خرس نیست. خاصیتش این است که وقتی بالا می کشی، انگار روح می شوی ، پرواز می کنی. فرزانه: به من هم بدهید.لحظه ای تردید کرد بانگاه تندی مرانگریست و با همان تشریفات دوباره بسته را آورد و من هم به تقلید از او گردی را در گودی شستم ریختم وبا نفس بلند استنشاق کردم. توی دماغم خنک شد. انگار دیگر پره نداشت. هوا ازدوطرفش مثل نسیم می گذشت. پرسیدم: بعدش چی می شود؟ هدایت: آدم بیچاره می شود ومن چه می دانم چه می شوی،هرکس یک جورمی شود. مدتی با وقت زیاد انتظار کشیدم تا احساسات ناشی از کوکائین را درک کنم. هدایت: الکل اثرش را ازبین می برد. مثل تریاک، الکل اثرش را خنثی می کند. خاصیت گرد این است که اگر گیرت بیاید در جا (کفلمه) میکنی وحال اینکه تریاک دنگ و فنگ دارد… وافور … ذغال …) (۷)
عده ای بر این باورند که هدایت در روزهای قبل ازخودکشی وآخرین سفر دسترسی به مواد مخدر نداشته است درحالیکه مدتی قبل ازخود کشی اش، انجوی شیرازی به ملاقات هدایت آمده بود و یک لوله خمیر دندان که بخاطر شیوه رد و بدل کردن آن باید مواد مخدرباشد به اومی دهد. انجوی این لوله خمیردندان رادرجلسه ای که م،ف، فرزانه حضورداشته به هدایت می دهد. فرزانه چگونگی رد و بدل کردن این جنس را اینگونه توصیف می کند: (… انجوی که متوجه شد ممکن است هدایت ازجا در برود، به بهانه اینکه کار خصوصی دارد،هدایت را باخودش به قسمت حمام آن اتاق کوچک برد ولی در را نبست من درجایی قرارگرفته بودم که آن دو نفر را در آیینه دیواری می دیدم. انجوی چند اسکناس فرانک فرانسه به هدایت داد که توی کیف چرمی بغلی اش گذاشت و یک لوله خمیر دندان هم به اوداد که توی جیب کتش چپاند. ظاهرآ این رفتار که نشانه عدم اعتماد به ما سه نفربود …) (۸)
درمیان آشنایان و دوستان صادق هدایت کمتر کسی را پیدامی کنید که اعتقاد داشته باشد صادق هدایت آلوده به موادمخدرنبود. تمام کسانی که با او نزدیک بودند به هر صورت نشانی ازاعتیاد در رفتارو کردار او مشاهده کرده اند. حتی عده ای عدم دسترسی به مواد مخدر و آزار و آسیب های روحی ناشی از خماری را یکی ازعوامل اصلی خودکشی صادق هدایت می دانند. ازجمله تورج فرازمند، درپاسخ به یک سؤال به این امراشاره می کند و معتاد بودن هدایت راتأیید می نماید. او می گوید: (نرسیدن مواد مخدر و نیاز شدید به آن، ناراحتی هایی برای هدایت سبب می شود…) فرازمند درهمین گفتگو از نامه ای صحبت می کند که صادق هدایت از پاریس به تهران فرستاده بود و در سرتاسر این نامه به طورمدام صحبت از(هروئین)کرده بود. فرازمند می گوید: (و… از بالای نامه، پس از یا حق شروع کرده بود و تا پایان نامه به صورت مسلسل و پشت سر هم نوشته بود (گرد)،(گرد)،(گرد)، (گرد؛ که این نشان می دهد او تا چه حد از کمبود مواد مخدر (هروئین) ناراحت بوده است.)(۹)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ـ ناتل خانلری، پرویز، خاطرات، مجله سپید و سیاه، سال ۱۳۴۲
۲ـ جنتی عطائی، ابوالقاسم، زندگی و آثار صادق هدایت. انتشارات مجید
۳ـ جنتی عطائی، ابوالقاسم، زندگی وآثارصادق هدایت.انتشارات مجید
۴ ـ جنتی عطائی، ابوالقاسم، زندگی و آثار صادق هدایت. انتشارات مجید
۵ ـ ناتل خانلری، پرویز، خاطرات، مجله سپید و سیاه، سال ۱۳۴۲
۶ ـ م.ف، فرزانه، آشنایی با صادق هدایت، ص ۲۶۹
۷ ـ آشنایی با صادق هدایت، جلداول، ص ۳۷۰
۸ ـ دفتر هنر، ویژه صادق هدایت، شماره ۶ مهرماه ۱۳۷۵، چاپ آمریکا، ص ۶۳۹
۹ـ دفتر هنر، ویژه صادق هدایت، شماره ۶ مهرماه ۱۳۷۵، چاپ آمریکا، ص ۶۳۹

Ba in harfaye mozakhraf mikhahid chiro sabet konid?
۳adegh neveshtehash ke khob bod baghiash ahamiat nadare hameye ma naghs darim
ba arze adab va khase nabashid khedmate shoma dooste aziz.omidvaram ke roozahaye khobi ro separi konid.be door az jesarat va ba tashakor az zahmate shoma baraye tahieie in matlab,mikhastam be chand nokte eshare konam.cheghad khob bood ke be jaye shenideha az asare bozorgan pey be afkareshoon va vojodiatesha bebarim.pas chera dar matalebi ke dar morede jalale ale ahmad gofte shod esharati be fesade jensie oo dar zamane ezdevajash nashod ke khodesh dar “sangi bar goori” be anha eshare karde?ya be etyad behjate tabrizi?dar soorati ke ishan bekhatere mokhader hata das be tamalogh gooee niz zade.va mesalhaye besirae digar.dar har sooorat har kari dar sharayeti eshtebah nist va neshaneie zafe shakhsiati nist.dar har soorat bejaye ghezavate koorkoorane behtar ke dar shenakhte afrad va bozorgan koosha bashim va melake kar khod ra neveshteha va asare khode anan gharar dahim na az shenidaro goftare afradi ke baraye jalbe tavajoh va maroofiat ketabi chap mikonand. albate agar reia dar kare an bozorg nabashad ke reia az vojodiat hedayat kharej bood.be har soorat inham didgahe bande bood ke goftam va didgaho nazare nevisandeye in matn niz mohtaram ast vali hamishe etyad neshaneye bad boodan nist)omidvaram sooetafahom nashavad be hich mokhader va mashroobate alkoli etyad nadaram va faghat sigar mikesham va ersale in matlab defa az etyad nist!).ba omide movafaghiat va sarfarazi baraye shoma dooste azizi va hamchenin pishrafte rooz afzoon.sepasgozaram az matalebe khobe shoma va zahamate faravani ke mikeshid.bedrod
باسلام،مرحوم صادق هدایت رامیتوان یک روشنفکرمرفع بیدردومحرومیت نچشیده دانست.وبه مانندهمه انسانهادارای
اثرات مثبت ومنفی بوده است.درنوشته هایش ازسبک سلیس وروان وساده استفاده نموده وبه گفته بعضی هاابداع کننده شیوه وسبکی درادبیات فارسی میباشد.
امادرتاثیرپذیری وهدایت به ناکجاابادرجوع کرده وعاقبتی پوچ،مبهم وتاریک برای خویش برگزیده است.
باتشکر-علی
این نوشته مضحک ترین نوشته ی ممکنه در مورد بزرگترین نویسنده ی ایران (در زمان خود)می تونست باشه.واقعا برای نویسنده ی این متن متاشفم که این قدر از ناحیه ی درک و فهم بدیهیات ازاده.
منظورتون از این نوشته تخریب صادق هدایت بود؟
فکر نکنم با اعتیاد بشود ارزش آثار ایشان را کم کنین.
متا سفم
kahtari ra ke mahtari yabad *** ham bedan chashm e kahtari mangar
girim haman bashad ke shoma goftid .amma beh nist ke nimeye por e livan ra be nezare beneshinim na nimeye tohi
آتار هدایت بوی پوچی میدهد و روح زندگی را در انسان خفه میکند.
دوست من از وقتی رمانهای هدایت را خوانده به مواد روی اورده.این یعنی جی؟
دوست شما ممکن است به خاطر هر چیز دیگری به مواد روی آورده باشه ، هدایت بزرگترین داستان نویس تمام تاریخ ایران و یکی از بزرگترین ها دردنیاست ، نویسنده این مطلب شاید به خاطر کتاب کاروان اسلام یه مقدار عقده ای شدند ، خواهشا به این شاهکار جهان ادبیات توهین نکنید ……… واستون متاسم ، همین
من فقط ۵ خط اول متن رو خوندم !واقعا برات متاسفم !تو می تونی به جای خوندن شاهکارهای تنها سورئال نویس ایرانی وتقریبا تنها نویسنده معاصری که شهرتش جهانی شده،بری کتاب رنگ آمیزی کودکان رو بخونی !در ضمن فکر نمی کنم برای قضاوت راجع به یک نویسنده لازم باشه که ببینی چی کاره بوده یا چجوری زندگی کرده و چجوری مرده ! میتونی آثارشو بخونی که البته شک دارم با این شعوروافری که من می بینم چیزی دستگیرت بشه !
http://en.wikipedia.org/wiki/The_Blind_Owl
سلام دوست من،حقیقتش به نظر من اینکه یک نفر معتاد باشه یا به قول شما نازپرورده باشه به خودش مربوطه،نه به ما.ما نباید ارزش یه نویسندۀ بزرگ رو با این حرفای خاله زنکی پایین بیاریم.از شما بعید بود،متاسفم
نانا Reply:
مرداد ۳م, ۱۳۸۷ at ۷:۱۹ ق.ظ
شما بفرمایید کجای این مطالب دروغه
اعتیاد هدایت که مثل روز روشنه رو می گین
یا خودکشی های متوالی اون رو تکذیب می کنید .
شما اگر مطلب رو تا انتها مطالعه می کردید و سری به پاورقی اون می زدید و با دیدی باز و نه یک طرفه از روی تعصب به قضیه نگاه می کردید منکر این حقیقت نمی شدید که هدایت اعتیاد داشت،درسته که اعتیاد هدایت باعث نمی شه آثار و تحت الشعا قرار بگیره ولی وقتی ما در باره زندگی نامه صادق هدایت حرف می زنیم باید به بیماری او هم اشاره کنیم. صادق هدایت بیمار بود (معتاد بود) همانگوه که م در نوشتن زندگی نامه حق ندارم چیری رو به حقایق اضافه کنم حق مخفی کردن یا بارگو نکردن بعضی از اون ها رو هم ندارم
وقتی نظرات رو میخوندم لذت بردم چون نه هدایت پوچ گرا بود نه بی استعداد از نویسنده خواهش میکنم علت ۱ نام جاودان هدایت ۲کتاب آدمیت درمورد هدایت ۳تفسیر زنده یاد شاملو از بوف کور۴ علت منبع قرار دادن مرحوم هدایت از طرف زرینکوب در ۲ قرن سکوت را بیان کند تا این حرف ها یا اصلاٌ سری به روزنامهی کارگزاران بزنه به مقاله هزار دستان تا بوف کور در ضمن به مقدمه کتاب هدایت (زنده به گور) چاپ در سال۱۳۸۳ انتشار مجید درکل بیان حقیقت برای خراب کردن یک شخص بزرگ نشانی کوتاه فکری میباشد.
وقتی نظرات رو میخوندم لذت بردم چون نه هدایت پوچ گرا بود نه بی استعداد از نویسنده خواهش میکنم علت ۱ نام جاودان هدایت ۲کتاب آدمیت درمورد هدایت ۳تفسیر زنده یاد شاملو از بوف کور۴ علت منبع قرار دادن مرحوم هدایت از طرف زرینکوب در ۲ قرن سکوت را بیان کند تا این حرف ها یا اصلاٌ سری به روزنامهی کارگزاران بزنه به مقاله هزار دستان تا بوف کور در ضمن به مقدمه کتاب هدایت (زنده به گور) چاپ در سال۱۳۸۳ انتشار مجید درکل بیان حقیقت برای خراب کردن یک شخص بزرگ نشانی کوتاه فکری میباشد.
[Reply]
bayad begam ke hame nazar midan va ghezavat mikonan.vali kasi halish nist ke asan farghi nemikone .
rofagha hedayat mahshar budo hast
etiyad nadashtanam ye jur etiyade yani moetadi be tars az in ke moatad bashi pas kolan hichi ba hichi fargh nadare
vali dastan haye hedayat age hata nashat gerefte az mavadan pas un adame shojai bude ke hame chi ro tajrobe karde pas hichi bahici fargh nemikone.
به جای توجه به نقطه ضعف هدایت بهتر نیست نثر او و افکار و فضاهایی را که در نثر هایش به تصویر کشیده
را باز شناسیم؟؟؟
دوست عزیز ، در نوشتن زندگینامه یک نفر ، نظرات شخصی خودت را اعمال نکن !
“صادق هدایت)به دلیل درک ودریافت های غلط اززندگی وروابط اجتماعی ”
یعنی چی ؟ به این می گن زندگی نامه ؟
غلط چیه؟ صحیح چیه ؟ خیلی راحت در مورد آدم ها نظر می دهید ، خیلی راحت
man nemidonam chera shoma be shakhsiyate oo band kardeied .ek mosht akhond neshastan va hedayat ra ba un azemate jahanish mikhan zire soal bebaran vaghan maskharast.shoma aslan che kar be shakhsiyate adama darin ?chera be in eshare nemikonid ke hamejaye donya adabiyatae moasere ma ra ba hedayat mishnasand.emroze hame jaye donya salane chandin ejlas baraye bozorgdaste in bozorg mard anjam mishe oonvaght shoma mikhain eatiyade oo ra be rokh bekeshid?motastefane zevale farhangi har mamleket az un ja aghaz mishe ke mardome un keshvar az bozorganeshan ghafel bashan va digaran un ra pas bedarand.bari,ma in gooneim
((نظر شما پس از تایید مدیریت در سایت قرار می گیرد خواهشمند است ،از ارسال مجدد نظر پرهیز نمایید!)) اگر نظر اولمون را نگذاشته بودند چی؟ خب دیگه معلومه چرا باید پرهیز کرد. یه بار سر آدم به سنگ میخوره.
شما فکر کردید کی هستید که به عنوان زندگینامه هرچی از دهنتون در میاد به شخصیتی بزرگ چون صادق هدایت که حتی غربیها مراسمهای بزرگداشت برای ایشون ترتیب دیدن بگید اونوقت شما ایرانیهای ظاهر بین جرات میکنید اینچنین و با چه گستاخی از صادق هدایت صحبت میکنید
واقعا” متاسفم
baba sitetono bebandido berid vaghan abrurizi kardid.khandedarid
به نظر من شما یک خائنید. حتی اگر حرفهایی که زده اید حقیقت محض باشد در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست بهتر بود شما هم لال می شدید و به قول امثال خودتان تقیه می کردید!
ای کاش همه ی معتادهای ما انگشت کوچک صادق هدایت می شدند.
او افتخار ملی ماست
با نفهمی خودتان نمی توتنید خرابش کنید
اعتبار شخصیتی مثل هدایت با این تحریفات کم نمیشه.متاسفم که چنین چیزایی رو میبینم!!!!!!
هدایت درد میکشید،درد جامعه ای خفه،آینده ای تیره برای مردم،چیزایی که الان میبینیم سالها پیش میدیده.!
ولی صرف نظر از این متن مزخرف
بابت عکسهای فروغ و شاملو ممنون
نمیدونم استمت “نانا” است یا ناناز
ولی مطلبت رو که خوندم یاد دکتر “هالو” یا به قولی روحبخش در همان کتاب آشنایی با صادق هدایت نوشته فرزانه افتادم.
هدایت درباره فرزانه به گوهرین میگه ” برای چیز نوشتن از چیز خواندن نباید ترسید. ولی نه اینکه مثل دکتر هالو موش کتابخانه بشود و فقط بخواند.” ص ۳۷
متأسفانه دوست عزیز شما غوره نشده مویز شده ای !!
چون چند جلد کتاب خوانده ای فکر کرده ای خوب ما هم رجلا میتونیم با این مختصر معلوماتی که به هم زده ایم رو دست بزرگان بلند بشیم و بریم چند تا را با استفاده از نقاط ضعفشون خراب کنیم شاید خودمون رو بیایم.
شاید هم مثال همان رجاله هایی که هدایت ازشون متنفر بود و همیشه دنبال نفع خودشون هستند میخوای بازدید از سایتت زیاد بشه؟؟؟
نه عزیزم با اینکارها کسی به جایی نمیرسه !!
یه نگاهی به نظرات بکن بهتره اگه واقعاً انسان آزاد منشی هستی چند نقل قولی از نظرات صادق هدایت در مورد نادانی مردم و وصله بی جا چسباندن به این و آن در کتاب آشنائی با صادق هدایت ذکر کنی.
جان من شما باید به جای خواندن کمی هم به خود زحمت بدهید و مطالب خوانده شده را درک کنید البته اگر مغز شما آنقدر کشش داشته باشد که روح بلند یک نویسنده وارسته را درک کنید.
صادق هدایت درست است که مصرف مواد مخدر داشته است ولی کتاب آقای مینوی بعد از ۳۷ سال که صادق هدایت عزیز جان سپرد نشوته شده بود و هیچ گونه نوشته ای هم در دسترس نبود. من واقعا نمی دونم که چه کسی جرات به خودش داده و اینجور نوشته از بهترین داستان پرداز ایرانی. بجای تجلیل از این نویسنده ارزشمند دارید آنرا خرد می کنید. واقعا که روو دارید
duste aziz, ba khandane mozakhrafate shoma bavar konid hata imane bishtari be sadegh hedayat peyda kardam.
babate charandiatet mamnooooon
rasti, fek konam yeki dota ketab bekhuni khub bashe barat
هنرمند را باید از دریچه هنرش نگریست.سبک زندگی هر کسی به خودش مربوط است.صادق هدایت یک نویسنده بزرگ با آثاری ارزشمند است که هیچ کس نخواهد توانست با تخریب شخصیت او ارزش هنرش را از بین ببرد.نویسنده این مطلب هم بهتر است اگر دانشی دارد(که بعید می دانم)به نقد آثار این نویسنده بزرگ بپردازد نه به حریم خصوصی او.
Man Vaghti ketabhaye Sadegho mikhunam,Bang nakeshidam ama ehsas mikonam Bang keshidam … Sadegh Akhareshe
خواهش میکنم حق این نویسنده ی بزرگ را ضایع نکنید..کم تر کسی پیدا میشه که هدایت رو توصیف کنه و بفهمه اون وقت شما ……
خیر..
خواهشا” اثر هدایت رو با این حرفها پایین نیاورید.
ممنون
الکی وقت خودت رو تلف نکنین و این خزولات رو در مورد یه نویسنده محبوب و معروف سر هم نکنین .میبینین که کسی حرفاتون رو تائید نمیکنه.برای این نویسنده ی هم که این چرندیات رو سر هم کرده واقعا متاسف هستم
هدایت به خاطر معتاد بودنش خودکشی نکرده اون دلیل های محکم تری برای این کار داشته شاید فقر خودکشی دوست صمیمی اش و کشته شدن بهترین دوستانش و .مهم تر ازهمه عشق به ترز.عشقی که وجودش اذیتش میکردتویکی از کتابهاش نوشته عشق از دور مثل یه ادم افسونگرکه داره اواز میخونه از دورزیباست ولی وقتی بهش نزدیک میشی خیلی زشته.اگه هم بخوایم از یه طرف دیگه موضوع رو ببینیم شاید اون چیزی از اسرار این دنیا رودیده که دیگه دلیلی برای زندگی کردن نداشته.هدایت شعرهای خیام روخیلی دوست داشته مثل این بیت که میگه اسرار اذل رانه تو دانی ونه من این حرف معما رانه تو خوانی و نه من .هست از پس پرده گفتگوی من وتو چون پرده برافتد نه تو مانی ونه من.
واقعا براتون تاسف میخورم دوست عزیز که ذره ای از روشنفکر و روشنفکری نمی دانید, الفبای اولیه ی آنرا بلد نیستید و به قولی به صحرای کربلا میزنید با این تفاوت که خودتان هم نمیدانید چه چیز و چه نکته دقیقا از این نویسنده شما را آزار میدهد!
اول به اعتیاد مواد مخدر که جزو زندگی شخصی او بوده و حتی از زبان خود نویسنده به چیزی غیر سودمند یاد شده حمله میکنید و سپس به اینکه او روشنفکر نماست و بعد به اینکه اعتقادات مردم را زیر سئوال می برد و غیره و غیره%
دوست گرامی, همه ی انسانها که قرار نیست نکته ای را که شما دوست دارید دنبال کنند… او روشنفکر بود و سرمنشا خرافات را هم دین می دانست و اگر میگفت اسلام را اگر از کمر به پایینش حذف کنید چیزی ازش باقی نمی ماند خب راست نمیگفت؟ میگفت!
اینکه میگفت گروهی بدبخت و بیچاره با چه سختی و مشقتی زندگی اولیه خود را پشت سر رها و برای یک اصل خرافی اینهمه راه و اینهمه سختی را تحمل میکنند هم دروغ است؟
یا در مرده خورها, چشم داشت ِ مردم نسبت به مال و اموال مرده هم دروغ بود؟
در توپ مرواری! کارهای عوام و پادشاه و… به دروغ بیان شده بود؟ تمام اینها مصدری از واقعیتی بود که گاه برایمان آشکار و گاهی نیز پنهان است.
پس حتی نیاز به نطق شیوای شما نبود! ما خودمان به خیلی از این حرفها رسیده ایم و سخن حق از باطل را میتوانیم تمیز دهیم.
بدرود
salam man ba soofia movafegham alan mohem ine ke hedayat mashhoore hamin
شما تنها به تیتر نوشته تان نگاه کنید:
به مناسبت ۱۹ فروردین سالروز درگذشت صادق هدایت – اعتیاد به مواد مخدر
من می دانم صادق معتاد بود و نیازی هم به لاپوشانی ندارد. این هم کشف شما نیست که به آن ببالید. ولی برای من دیدگاه شما شگفت انگیز بود که از صادق هدایت تنها “مواد مخدرش” را دیدید. نه جانور دوستی، نه آدم دوستی، نه اندیشه های والایش، نه نوشته اش بر خیام، نه پهلوی دانی، نه سال ها همکاری با مجله های کشور، نه برگردان هایش، نه نوشته هایش، نه…” شما در این آدم تنها مواد مخدر را دیدید. انگلیسی ها مثلی دارند که می گوید: زیبایی در چشم بیننده است. شما با چه زیبایی شناسی به این مرد نگریستید، برای من پرسش است.
نوشته ای از من درباره صادق را می توانید در آدرس زیر ببینید. کوشیده ام به بسیاری از جنبه های زندگی او بپردازم:
http://sepandnovin.blogfa.com/post-16.aspx
پیروز و خوش اندیش باشید.
dorod arz mikonam
dostan chera bedone agahi yek shakhse bozorgo be ghorbangah mibarid va salakhi mikonid.
sadegh hedayat yek pishgoo bod,sadegh yek roshanfekr bozorg bod.
ta jahan vojod dare name sadegh hedayat bar adabyatesh miderakhshe.
sadegh hedayat age be madyat ahamiat midad mese digar nevisandegan , hatman ketabe jahanio javedaneye bofe kor jayezeye nobelo mibord.
salam nana.
ba tashakor az zahamate ton na na jan harkas dar sharayeti tas mimate khasi ro migire ke be zendegi shakhsi taraf bar migarde nemidonam tahala ashegh shodi az eshghet jooda shodi ehsase sar khordegi hese khod koshi pochi va tabahi behet dast dade zendegi pasti va bolandi dare shoaraye bozorg az in ghade mosatasna nistan behtare dar morde digaran ghezavat nakonim va faghat as asareshon lezat borde va naghd konim. be ghavole farangiya irani baziro bezar kenaro zehneto baz kon/ ba tashakor kordo
عزیزم درسته صادق هدایت اعتیاد داشت اما این اعتیاد به او آرامش می داد و نمیشه تمام شخصیت صادق هدایت رو ببری زیر سوال یه کم به فکرت مراجعه کن