mihanshop

       ϐ    ϐ
بهمن
۰۷
۱۳۸۵

شعر « پرده » اثر سهراب سپهری – دیوان زندگی خواب ها

 


زندگی خواب ها

پرده

پنجره ام به تهی باز شد
و من ویران شدم.
پرده نفس می کشید

دیوار قیر اندود !
از میان برخیز.
پایان تلخ صداهای هوش ربا !
فرو ریز.

لذت خواب می فشارد.
فراموشی می بارد.
پرده نفس می کشد:
شکوفه ی خوابم می پژمرد.

تا دوزخ ها بشکافند ،
تا سایه ها بی پایان شوند ،
تا نگاهم رها گردد ،
درهم شکن بی جنبشی ات را
و از مرز هستی من بگذر
سیاه سرد بی تپش گنگ !

نقاشی های سهراب سپهری تصاویری از سهراب سپهری متن اشعار سهراب سپهری زندگی نامه سهراب سپهری کتاب الکترونیکی موبایل آثار سهراب سپهری کتاب الکترونیکی آثار سهراب سپهری جملات عاشقانه از سهراب سپهری سهراب سپهری


ارسال ديدگاه :