mihanshop

       ϐ    ϐ
بهمن
۰۷
۱۳۸۵

شعر « سرود زهر » اثر سهراب سپهری – دیوان مرگ رنگ

 

مرگ رنگ

سرود زهر

می‌مکم پستان شب را
وز پی رنگی به افسون تن نیالوده
چشم پر خاکسترش را با نگاه خویش می‌کاوم.

از پی نابودی‌ام دیری است
زهر می‌ریزد به رگ‌ های خود این جادوی بی آزرم
تا کند آلوده با آن شیر
پس برای آن که رد فکر او را گم کند فکرم ،
می‌کند رفتار با من نرم.
لیک چه غافل !
نقشه ‌های او چه بی حاصل !
نبض من هر لحظه می‌خندد به پندارش.
او نمی‌داند که روییده است
هستی پر بار من در منجلاب زهر
و نمی‌داند که من در هر زهر می‌شویم
پیکر هر گریه ، هر خنده ،
در نم زهر است کرم فکر من زنده،
در زمین زهر می‌روید گیاه تلخ شعر من.

نقاشی های سهراب سپهری تصاویری از سهراب سپهری متن اشعار سهراب سپهری زندگی نامه سهراب سپهری کتاب الکترونیکی موبایل آثار سهراب سپهری کتاب الکترونیکی آثار سهراب سپهری جملات عاشقانه از سهراب سپهری سهراب سپهری


ارسال ديدگاه :