

![]()
دیوان عصیان
سرود زیبایی
شانه های تو
همچو صخره های سخت و پر غرور
موج گیسوان من در این نشیب
سینه می کشد چو آبشار نور
شانه های تو
چون حصار های قلعه ای عظیم
رقص رشته های گیسوان من بر آن
همچو رقص شاخه های بید در کف نسیم
شانه های تو
برجهای آهنین
جلوه شگرف خون و زندگی
رنگ آن به رنگ مجمری مسین
در سکوت معبد هوس
خفته ام کنار پیکر تو بی قرار
جای بوسه های من بر روی شانه هات
همچو جای نیش آتشین مار
شانه های تو
در خروش آفتاب داغ پر شکوه
زیر دانه های گرم و روشن عرق
برق می زند چو قله های کوه
شانه های تو
قبله گاه دیدگان پر نیاز من
شانه های تو
مهر سنگی نماز من

دیوان اسیر اثر فروغ فرخ زاد.
تاریخ انتشار : ۱۳۳۱
اسیر شامل ۴۵ شعر می باشد که اسامی آن در فهرست زیردرج شده است.
برای مشاهده متن اشعار بر روی شعر مورد نظر کلیک نمایید
.
.
دانلود دیوان اسیر فروغ فرخ زاد ( PDF )
دانلود دیوان اسیر فروغ فرخ زاد ( مخصوص موبایل )

دیوان دیوار اثر فروغ فرخ زاد.
تاریخ انتشار : ۱۳۳۵
دیوار شامل ۲۵ شعر می باشد که اسامی آن در فهرست زیردرج شده است.
برای مشاهده متن اشعار بر روی شعر مورد نظر کلیک نمایید
.
.
دانلود دیوان دیوار اثر فروغ فرخ زاد

به مناسبت ۲۴ بهمن سالروز درگذشت فروغ فرخ زاد
متن زیر شرح مختصری از گفتگویی است که در جریان آن محمود مشرف آزاد تهرانی می خواهد درگذشت
پریشا دخت شعر آدمیزادان فروغ فرخ زاد را به اطلاع مهدی اخوان ثالث برساند
وای ، محمود ، چه کنیم…؟
وای، وای محمود جان،حالا چه کنیم؟ تاریک شدیم،فقیر شدیم یکباره،وای محمود … چه کار می شود کرد؟ چه می شود گفت؟ هیچ،هیچ. خیلی اما دردناک است،وحشت آور و دردناک. هنوز جراحت مرگ نیما خوب نشده که فروغ می رود، و رفت فروغ. فروغ رفت. «پریشا دخت شعر آدمیزادان» که من او را بدین نشان نام می نهادم،رفت ،رفت،رفت. کم دردی نیست این. برا ما در این قحطستان آدمیزاد،به ویژه،مصیبت کوچکی نیست این. آخر مگر ما در دنیای شعرمان چند بزرگ مرد مثل نیما داریم،یا چند نازنین زن مثل فروغ؟ هیچ،هیچی. تقریبا نه،بلکه تحقیقا حتی یکی دیگر نیز همتای این دو عزیز نداریم. و به معیاری که من می شناسم همین تنها صحبت از بزرگ مرد و نازنین زن نیست. اصلا تمامت آمار روحی و شمار انسانی دیار و شهر ما (می گویم: دیار و شهر ما،نه دیار و دهر ما، زیرا شمار دیگر دیاران را ندارم و نمی خواهم ندانسته از سر هواداری سخن بگویم) فروغ فرخ زاد در حال و منوال خویش همتا نداشت و ندارد.

عاشقونه دات کام
من دلم می سوزد،من دلم آتش گرفته،به درد آمده،من گریه می کنم،من می گویم ای وای،ای داد،ای فریاد… و آیا فقط همین؟… گویا بلی،همین می شود اکنون فریاد کرد،ای وای افسوس گفت،و گریه کرد. و من … ـ هم ـ … گریه کردم. زار زار گریستم،ای وای افسوس گفتم،و راستی که حیف،حیف،وااسفاه،واویلاه،وامصیبتاه… دریغا دروغ، اما چه فایده؟ـ …
… من خوابیده بودم. هنوز صبحم ـ که غالبا پسین می آید ـ نیامده بود. ساعت نزدیک ده یازده پیش از نیمروز بود (روز سه شنبه بود ۲۵ بهمن ) هنوز خیلی مانده بود تا صبح من بشود خوابیده بودم،پسرکم زردشت هم در کنارم خواب. دیگر هیچ کس در خانه مان نبود. ضربه های پتک آسایی که بر در می خورد بیدارم کرد. مشت هایی از غماخشم درشت شده محمود تهرانی بود،محمود آزاد،که بی آزادی و اختیار می کوفت،مثل پولاد بر آهن،و بعد معلوم شد خیلی کوفته است که اگر چه از حجب معهود او دور می نمود،اما خشماغمان وی نه چنان بود که سائقه و سابقه حجب بتواند نومید بارش گرداند. این غم بسیار سنگین تر از آن است که به تنهایی تن،یک دل تحمل بتوان کرد،ناچار باید از آن سهمی نیز به دل دیگر داد و باز این دل دو دیگر چون تنها شد و بی تاب شد دیگر دل می جوید،و همچنین و چنین موجی و موجی و بی تابانه حضیفی و اوجی،تا افواج امواج درگیر شوند مگر نه اندهان بزرگ آن چنین اند؟
تصاویری از تشییع جنازه پریشا دخت شعر آدمیزادان فروغ فرخ زاد
(برای مشاهده تصاویر با اندازه بزرگتر بر روی عکس کلیک کنید)
برای دانلود فیلم تشییع جنازه فروغ فرخ زاد و مشاهده تصاویر دیگر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید