mihanshop

       ϐ    ϐ
اسفند
۱۹
۱۳۸۷

ناگفته‌هایی از زندگی پروین اعتصامی ، پروین اعتصامی وحقوق نسوان

 

ناگفته‌هایی از زندگی پروین اعتصامی

شانزده فروردین ، سالروز در گذشت «پروین اعتصامی» شاعر معاصر ایرانی است .

پروین اعتصامی

پروین اعتصامی

نوشته‌ای که از نظر شما می‌گذرد برگرفته از مقاله‌ی بسیار پژوهشگرانه و عمیقی است از دکتر «جلال متینی» که آن را در سال ۱۳۸۰ در فصلنامه‌ی ایرانشناسی با عنوان «نامه‌های پروین اعتصامی و چند نکته در باره‌ی دیوان شعر و زندگانی وی»، منتشر ساخته‌است. «پروین اعتصامی» از شاعرانی است که با وجود زندگی بسیار کوتاه و آرام خود، اشعاری سروده است که بازتاب دو گونه دیدگاه را می‌توان در آنها آشکارا دید. دیدگاه اول، همان دیدگاه زنانه است که کاملا طبیعی جلوه می‌کند اما دیدگاه دوم دیدگاه مردانه و بخصوص مردانه‌ای است که رنگ و بوی اخلاقیات عرفانی در آن برجستگی چشمگیری دارد. نامه‌های «پروین» که در این نوشته به همت «دکتر متینی» منتشر شده، دنیای بسیار ساده و صمیمی این شاعر را به نمایش می‌گذارد. مهمتر از همه آنکه مکاتبات او با «مهکامه محصص»، نشانگر آنست که «پروین» در مجموع، معاشرت گسترده و متنوعی نداشته است. اما وقتی که شعر وی را می‌خوانیم می‌توانیم ببینیم که چگونه از خانه به محیط اداره و از محیط اداره، چگونه سر از دادگاه و محیط‌های مردانه‌ی دیگر در می‌آورد تا از یک‌ سو رنج زن را به نمایش بگذارد و از طرف دیگر، ارزش کار و شخصیت وی را به همگان بنمایاند.

این نوشتار دربردارنده‌ی بخش‌های زیر است که در آینده هر یک از آنها را به صورت مجزا مورد بررسی قرار می دهیم

«پروین اعتصامی» و حقوق نسوان
دستبرد برادر به دیوان خواهر
چرا برادر، سه بیت از قصیده‌ی «گنج عفت» را حذف کرده‌است؟
«پروین» و «رضاشاه»
دروغ این مرد آمریکایی همه را گمراه کرده‌است
«پروین» از نظر معاصران وی
بیماری حصبه و درگذشت «پروین»
نامه‌های «پروین»
متن ۴۱ نامه‌ی «پروین اعتصامی» به «مهکامه محصص»


مقدمه

پروین اعتصامی (۱۲۸۵- ۱۳۲۰ خورشیدی) شاعر بلند آوازه‌‌‌‌‌‌ی دوران معاصر ما، مشهورتر از آن است که نیازی به معرفی داشته باشد. اگر چه شعر او پس از مرگش به کتابهای درسی قرائت فارسی در ایران را ه یافت و در نتیجه، دست کم تا انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، دانش‌‌آموزان دبستانها و دبیرستانها شعرهای او را در کلاس می‌‌‌‌‌‌‌‌خوانند و برخی از اشعارش را نیز از بر می‌کردند. بدیهی‌ست چنین توفیقی به ندرت نصیب شاعران معاصر ما گردیده‌‌ است. آیا شگفت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آور نیست که در زمان حاضر، پس از دوازده قرن که شعر فارسی در انحصار مردان بوده‌‌‌‌‌است، ناگهان دو تن از زنان، با فاصله‌ی سه دهه در شعر فارسی درخشیدن بگیرند؛ یکی با پیروی کامل از شعر کهن فارسی ( از نظر قالب و لفظ و محتوا و با تکیه بر سنت‌ها و مضمون‌های اخلاقی و اجتماعی مورد قبول قدما) و دیگری، در شعر نو و با شکستن سنت‌های شعر فارسی از نظر قالب و لفظ و محتوا و از همه مهمتر در بیان احساسات زنانه در شعر. نخستین این زنان، «پروین اعتصامی» بود و دیگری «فروغ فرخزاد». دریغا که هر دو شاعر چیره‌دست در جوانی و به ترتیب در سنین ۳۴ و ۳۲ درگذشتند. موضوع مورد بحث در این مقاله، «پروین اعتصامی» است. نه شرح احوال او و نه ارزیابی اشعارش که تا کنون بارها مقاله‌هایی درباره‌ی او نوشته‌شده‌است. علت نگارش مقاله‌ی حاضر را باید در مقاله‌ای جست که در تابستان ۱۳۶۸، با عنوان«چند نکته در باره‌ی پروین اعتصامی» در «ویژه‌نامه‌ی پروین اعتصامی»، در ایران‌شناسی نوشتم. در آن مقاله‌ی کوتاه پنج موضوع کلی را به اختصار در باره‌ی «پروین» و شعرش مورد بحث قرار داده‌ام، که یکی از آنها اعتقاد او به «آزادی نسوان» بود و قصیده‌ای که در این باب، با عنوان «گنج عفت» سروده و اقدام «رضاشاه» را در کشف حجاب مورد تأیید قرار داده بود. دیگر طرح این موضوع که چون از زندگانی «پروین اعتصامی» بسیار کم می‌دانیم، از همه‌ی کسانی که مستقیم یا غیر مستقیم با «پروین»، در خانه، مدرسه، محل کار و در رفت‌و آمد‌ها سر و کار داشته‌اند، تقاضا شده‌بود اطلاعات خود را در باره‌ی وی، از زمان کودکی تا مرگ، ولو بسیار محدود، برای چاپ به مجله‌ی «ایران‌شناسی» بفرستند تا برای اطلاع محققان چاپ کنیم. همچنین از آن زمان تا کنون کوشیده‌ام از کسانی که احتمالا با «یوسف اعتصامی»،(اعتصام‌الملک)، پدر «پروین»، و یا خود «پروین» آشنا بوده‌اند، اطلاعاتی کسب کنم. بدین منظور در سالهای گذشته به افراد مختلف یا نامه نوشته یا تلفنی در گوشه و کنار دنیا به مذاکره پرداخته‌ و حاصل آنها را در پرونده‌ای نگهداری کرده‌ام. حاصل اطلاعاتی را که در این مدت دراز به دست آورده‌ام، ضمن بررسی دیوان «پروین اعتصامی» در چند قسمت به اطلاع خوانندگان می‌رسانم: نخست از قصیده‌ی «گنج عفت» او سخن خواهم گفت و از سه بیتی که برادر «پروین» از سال ۱۳۲۳ به بعد از این قصیده، حذف کرده و نیز از دیگر تغییراتی که او در دیوان «پروین» داده‌است. سپس به این موضوع مهم خواهم پرداخت که چگونه در ۶۰ سال اخیر، افرادی در نوشته‌های خود از «پروین اعتصامی»، شخصیتی سیاسی و ضد «رضاشاه» ارائه داده‌اند. علاوه براین ها، مرگ او را نیز از نظر دور نداشته‌ام. در پایان، چهل و یک نامه‌ای را که «پروین» به یکی از نزدیک‌ترین دوستانش نوشته – و فتوکپی آنها در اختیار بنده است- مورد بررسی قرار داده و متن همه‌ی آنها را بی کم و کاست در بخش «برگزیده‌ها»ی این شماره (مجله‌ی ایران‌شناسی، سال سیزدهم، شماره‌ی ۱ بهار ۱۳۸۰) به چاپ رسانیده‌ام.

«پروین اعتصامی» و حقوق نسوان

با آن که نوشته‌اند «پروین» دختری کمرو و خجالتی بوده‌است، او به «آزادی نسوان» از دل و جان اعتقاد داشته و سالها پیش از آن که به فرمان «رضاشاه» در ۱۷ دیماه ۱۳۱۴، کشف حجاب در ایران عملی گردد، او در خردادماه ۱۳۰۳ خورشیدی در خطابه‌ای با عنوان «زن و تاریخ» در روز جشن فارغ‌التحصیلی خود در مدرسه‌ی «اُناثیه‌ی آمریکایی تهران»، از ستمی که در طی قرون و اعصار، در شرق و غرب به زنان روا داشته‌اند‌، سخن گفت و در ضمن تصریح نمود که: «سرانجام زن پس از قرن‌ها درماندگی، حق فکری و ادبی خود را به دست آورد و به مرکز حقیقی خود نزدیک شد…

در این عصر، مفهوم عالی «زن» و «مادر» معلوم شد و معنی روحبخش این دو کلمه که موسس بقا و ارتقاء انسان است، پدیدار گشت. این که بیان کردیم راجع به اروپا بود. آنجا که مدنیت و صنعت، رایت فیروزی افراشته و اصلاح حقیقی بر اساس فهم و درک تکیه کرده… آن‌جا که دختران و پسران، بی‌تفاوت جنسیت، از تربیتهای بدنی و عقلی و ادبی بهره‌مند می‌شوند… آری آن‌چه گفتیم در این مملکت‌های خوشبخت وقوع یافت. عالم نسوان نیز در اثر همت و اقدام، به مدارج ترقی صعود نمود. اما در مشرق که مطلع شرایع و مصدر مدنیت علام بود… کار بر این نهج نمی‌گذشت. اخیرا کاروان نیک‌بختی از این منزل کوچ کرد و معمار تمدن از عمارت این مرز و بوم، روی برتافت…. درطی این ایام، روزگار زنان مشرق زمین، همه‌جا تاریک و اندوه‌خیز، همه‌جا آکنده به رنج و مشقت، همه‌جا پر از اسارت و مذلت بود… مدتهاست که آسایی از خواب گران یأس و حرمان برخاسته می‌خواهد، آب رفته را به جوی بازآرد. اگرچه برای معالجه‌ی این مرض اجتماعی بسیار سخن‌ها گفته و کتابها نوشته‌اند، اما داروی بیماری مزمن شرق، منحصر به تربیت و تعلیم است. تربیت و تعلیم حقیقی که شامل زن و مرد باشد و تمام طبقات را از خوان گسترده‌ی معرفت مستفید نماید. ایران، وطن عزیز ما که مفاخر و مآثر عظیمه‌ی آن زینت‌افزای تاریخ جهان است، ایران که تمدن قدیمیش اروپای امروز را رهین منت و مدیون نعمت خویش دارد، ایران با عظمت و قوتی که قرنها بر اقطار و ابحار عالم حکمروا بود، از مصائب و شداید شرق، سهم وافر برده، اکنون به دنبال گم‌شده‌ی خود می‌دود و به دیدار شاهد‌ نیکبختی می‌شتابد… امیدواریم به همت دانشمندان و متفکرین، روح فضیلت در ملت ایجاد شود و با تربیت نسوان اصلاحات مهمه‌ی اجتماعی در ایران فراهم گردد. در این صورت، بنای تربیت حقیقی استوار خواهد شد و فرشته‌ی اقبال در فضای مملکت سیروس و داریوش، بال‌گشایی خواهد کرد.» «پروین اعتصامی» در همین جلسه، شعر «نهال آرزو» را که برای جشن فارغ‌التحصیلی کلاس خود سروده بود، خواند. شعری که همان دختر شرمگین و آرام و کمرو در آن، فریاد برآورده‌ که«از چه نسوان از حقوق خویشتن بی‌بهره‌اند»:

نهال آرزو

ای نهال آرزو ، خوش زری که بار آورده ای
باغبانان تو را امسال ، سال خرمی ست
شاخ و برگت نیک نامی ، بیخ و بارت سعی و علم
خرم آن کاو وقت حاصل ارمغانی از تو برد

غنچه ای زین شاخه ، ما را زیب دست و دامن است
پستس نسوان ایران ، جمله از بی دانشی ست
زین چراغ معرفت کامروز اندر دست ماست
به که هر دختر بداند قدر علم آموختن

زن زتحصیل هنر شد شهره در هر کشوری
از چه نسوان از حقوق خویشتن بی بهره اند
دامن مادر ، نخست آموزگار کودک است
با چنین درماندگی ، از ماه و پروین بگذری

غنچه ای بی باد صبا ، گل بی بهار آورده ای
زین همایون میوه ، کز هر شاخصار آورده ای
این هترها ، جمله از آموزگار آورده ای
برگ دولت ، زاد هستی توش کار آورده ای

همتی ای خواهران ، تا فرصت کوشیدن است
مر یا زن ، برتری و رتبت از دانستن است
شاهراه سعی اقلیم سعادت ، روشن است
تا نگوید کس پسر هوشیار و دختر کودن است

بر نکرد از ما کسی زین خواب بیداری سری
نام این قوم از چه ، دور افتاده از هر دفتری
طفل دانشور ، کجا پرونده نادان مادری
گر که ما را باشد از فضل و ادب بال و پری

ناگفته نماند که سرودن شعر «نهال آرزو» در آن سال‌ها، آن‌چنان با جو حاکم بر جامعه‌ی ایران ناسازگار بوده‌است که «اعتصام‌الملک»، پدر «پروین»، در سال ۱۳۱۴ و پیش از کشف حجاب، از آوردن این شعر در چاپ اول دیوان «پروین» خودداری کرده‌است تا غوغای آخوند‌ها و عوام را علیه خود و دخترش بر نیانگیزد.
بدیهی است دختری که در مدرسه‌ی آمریکایی تهران تحصیل کرده و با فرهنگ و اوضاع اجتماعی اروپا و آمریکا آشناست، وقتی در ۱۷ دی ۱۳۱۴ خبر کشف حجاب و آزادی زنان را می‌شنود، آن را از سر اعتقاد تایید می‌کند و بدین مناسبت قصیده‌ای در ۲۶ بیت با عنوان «گنج عفت» می‌سراید و اقدام «رضاشاه» را در سه بیت پایان آن – به صورت بسیار معقولی- مورد ستایش قرار می‌دهد:

خسروا ، دست توانای تو آسان کرد کار
شه نمی شد گر در این گمگشته کشتی ناخدای

ور نه در این کار سخت ، امید آسانی نبود
ساحلی پیدا از این دریای طوفانی نبود

این قصیده را از آغاز تا پایان به دقت بخوانیم تا سپس دلیل اهمیت این موضوع ، که نویسنده از کار دیوان «پروین» از سال ۱۳۶۸ تا به امروز غافل نبوده، روشن گردد.


زن در ایران ، پیش از این گویی که ایرانی نبود
زندگی و مرگش اندر کنج عزلت می گذشت
کس چو زن ، اندر سیاهی قرن ها منزل نکرد
در عدالت خوانه انصاف ، زن شاهد نداشت
دادخواهی های زن می ماند عمری بی جواب
بس کسان را جامه و چوب شبانی بود ، لیک
از برای زن به میدان فراخ زندگی
نور دانش را ز چشم زن نهان می داشتند
زن کجا بافته می شد بی نخ و دوک هنر
میوه های دکه دانش فراوان بود ، لیک
در قفس می آرمید و در قفس می داد جان
بهر زن ، تقلید تیه فتنه و چاه بلاست
آب و رنگ از علم می بایست شرط برتری
جلوه صد پرنیان ، چون یک قبای ساده نیست
ارزش پوشنده ، کفش و جامه را ارزنده کرد
سادگی و پاکی و پرهیز ، یک یک گوهرند
از زر و زیور چه سود آنجا که نادان است زن
عیب ها را جامه پرهیز پوشاندست و بس
زن سبکساری نبیند تا گرانسنگ است و پاک
رن چو گنجور است و عفت،گنج و حرص و آز،دزد
اهرمن بر سفره تقوی نمی شد میهمان
پا به راه راست باید داشت، کاندر راه کج
چشم و دل را پرده می بایست ، اما از عفاف
خسروا ، دست توانای تو ، آسان کرد کار
شه نمی شد گر در این گمگشته کشتی ناخدای
باید این انوار را پروین به چشم عقل دید


پیشه اش جز تیره روزی و پریشانی نبود
زن چه بود آن روز ها ، گر زان که زندانی نبود
کس چو زن ، در معبد سالوس قربانی نبود
در دبستان فضیلت ، زن دبستانی نبود
آشکارا بود این بیداد ، پنهانی نبود
در نهاد جمله گرگی بود ، چوپانی نبود
سرنوشت و قسمتی ، جز تنگ میدانی نبود
این ندانستن زپستی و گرانجانی نبود
خرمن و حاصل نبود آنجا که دهقانی نبود
بهر زن هرگز نصیبی زین فراوانی نبود
در گلستان ، نام از این مرغ گلستانی نبود
زیرک آن زن کاو رهش این راه ظلمانی نبود
با زمرد یاره و لعل بدخشانی نبود
عزت از شایسته گی بود ، از هوسرانی نبود
قدر و پستس ، با گرانی و به ارزانی نبود
گوهر تابنده ، تنها گوهر کانی نبود
زیور و زر ، پرده پوش عیب نادانی نبود
جامه عجب و هوا ، بهتر ز عریانی نبود
پاک را آسیبی از آلوده دامانی نبود
وای اگر از آیین نگهبانی نبود
زان که می دانست کان جا ، جای مهمانی نبود
توشه ای و رهنمودی ، جز پشیمانی نبود
چادر پوسیده ، بنیاد مسلمانی نبود
ورنه در این کار سخت امید آسانی نبود
ساحلی پیدا از این دریای طوفانی نبود
مهر رخشان را نشاید گفت نورانی نبود



۹ ديدگاه براي “ناگفته‌هایی از زندگی پروین اعتصامی ، پروین اعتصامی وحقوق نسوان”

  1. از زحماتتون متشکرم

  2. خیلی جالب بود
    ممنون از وقتی که میگذاری ….

  3. پروین دختری آگاه با شخصیت بود گه در حاکمیت پدر سالارانه آن روز اسیر خرافه ای به نام عقد پسر عمو ودختر عمو را در آسمانها بسته اند شد اما روح لطیفش تحمل خشونت آن نامرد را نداشت وگوهری از دانش را در زیر خاک مدفون نمود

  4. باتقدیرازشمابرای گفتن ناگفته ها

  5. خیلی ممنون
    واقعا مطالب سایت زیباست

  6. به نظر من به بحث پرداختن در مورد چنین مواردی چون پروین اعتصامی میتونه از بهترین و مفیدترین بحث ها در زمینه ی ادبیات باشه مخصوصا با بودن افکار بسته و کم ارزشی که هنوز هم در رابطه با زنان وجود دارد. ممنون

  7. با سلام احساس میکنم اطلاعات شما در زمینه پروین بسیار ناقص است وادبیات ضعیفی دارید ورنه اینطور برداشت نمیکردید

  8. خیلی خیلی کم بود اگه نمینوشتید بهتر نبود؟

  9. سلام اگه میشه من را راهنمایی کنید برای نوشتن یک مقاله با موضوعی جدید که کمتر کار شده در مورد پروین

ارسال ديدگاه :